این سایت تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران است


اشخانی



بچه بیان بودم ولی هر دفعه یک مصیبتی پیش آمد تا ترک بیان کنم ولی حالا برای همیشه برگشتم. 

الان دیگه تجربه‌ای متفاوت دارم ولی بازم مشکل زیاده! به ولله مشکل زیاده ، یعنی پیچیده ی پیچیده! آخه شما که نمیدانید من با این اندروید لعنتی چه دردسرهایی دارم. البت دلمم نمیاد ازش دست بکشم. 

خوب ، حالا که برگشتم بگم که کلهم رویه‌ای متفاوت در پیش گرفتم. 

بچه‌های بیان دنبال کنند دنبال میشند بدون هیچ محدودیتی. 

کامنت و غیره دوست داشتید بگذارید. 

ای داد! طرز نوشتنم شده مثل شما! هم لفظ قلم حرف میزدم هم لفظ قلم و کتابی می نوشتم. از بس تعجب کردید و 

دیگه هم علمی آموزشی نمی نویسم ، ترکی عربی کوردی نمی نویسم مگر در شرایط خاص! میخوام ببرمتان توی تحریم! ولی براتون تفسیر و نقل و بیان ساده میکنم پس باشد که همراه شوید . 

یه پیج دارم توی اینستا ، ولی فقط به بچه‌های مومن و صالح آدرسش میدم ، بدم که بیایید ریپورت کنید و من دستم بمانه توی حنا! شاید هم پوست گردو! 

البته اگه شمایید هر دو رو بسرم میارید. یکم معرفت داشته باشید ، یکم اخلاق داشته باشید ، کاری نداشته باشید من که میگم خودم چه جورم ؟ 

من اگر نیکم و اگر بد تو برو خود را باش 

                                که گناه دگران بر تو نخواهند نوشت 

خوب حالا حتما ، یکی داره میگه دِه برو ، اون یکی میگه گت ، یه عزیز دیگه هم میگه بِچو. یعنی میگند که خودت داری میگی آقا برو خود را باش ، حالا موعظه میدی. عزیزان موعظه من ندم کی بده ؟ خوب ، بچشم دیگری نگاه کنید. خوب من طرز نوشتنم عوض کردم حالا شما هم دیدتون رو عوض کنید. 

فعلا 

ادامه داره.


این متن دومین مطلب آزمایشی من است که به زودی آن را حذف خواهم کرد.

زکات علم، نشر آن است. هر

وبلاگ می تواند پایگاهی برای نشر علم و دانش باشد. بهره برداری علمی از وبلاگ ها نقش بسزایی در تولید محتوای مفید فارسی در اینترنت خواهد داشت. انتشار جزوات و متون درسی، یافته های تحقیقی و مقالات علمی از جمله کاربردهای علمی قابل تصور برای ,بلاگ ها است.

همچنین

وبلاگ نویسی یکی از موثرترین شیوه های نوین اطلاع رسانی است و در جهان کم نیستند وبلاگ هایی که با رسانه های رسمی خبری رقابت می کنند. در بعد کسب و کار نیز، روز به روز بر تعداد شرکت هایی که اطلاع رسانی محصولات، خدمات و رویدادهای خود را از طریق

بلاگ انجام می دهند افزوده می شود.


این متن اولین مطلب آزمایشی من است که به زودی آن را حذف خواهم کرد.

مرد خردمند هنر پیشه را، عمر دو بایست در این روزگار، تا به یکی تجربه اندوختن، با دگری تجربه بردن به کار!

اگر همه ما تجربیات مفید خود را در اختیار دیگران قرار دهیم همه خواهند توانست با انتخاب ها و تصمیم های درست تر، استفاده بهتری از وقت و عمر خود داشته باشند.

همچنین گاهی هدف از نوشتن ترویج نظرات و دیدگاه های شخصی نویسنده یا ابراز احساسات و عواطف اوست. برخی هم انتشار نظرات خود را فرصتی برای نقد و ارزیابی آن می دانند. البته بدیهی است کسانی که دیدگاه های خود را در قالب هنر بیان می کنند، تاثیر بیشتری بر محیط پیرامون خود می گذارند.


موروها مسلمانان موریتانی ، مراکش و الجزایر بهمراه دیگر مسلمانانی بودند که در قلمروی اروپایی اسلام حکمرانی اسلامی می کردند. موروها شبه جزیره ایبری یعنی اسپانیا و بخصوص پرتغال را در دست داشتند و در قرن هشتم برای جلوگیری از مسیحیون و یورشهای آنان به تمدن اسلامی ، به فرانسه امروزی لشکر کشیدند و تا قلب فرانسه پیش رفتند. تا این هنگام قلمروی اسلام در شبه جزیره بزرگ اروپا که در حقیقت شبه جزیره‌ای از آت ، تنها در بخش ایبریا بود و بعدها در زمان ترکان عثمانی بود که قلمروی اروپایی اسلام به استانبول و بالکان و تا حدود رود دانوب رسید. حضور ترکان باعث شد تا قلمروی اسلام از بخش پیوسته به اروپا برسد هرچند که بازهم دریای کوچکی و تنگه هایی میان خاک آسیایی اسلامی با خاک اروپایی اسلامی موجود بود. 

توجه کنید که : 

میان خاک اسلام با اندلس تنگه جبل‌الطارق موجود بود. 

میان خاک اسلام در زمان ترکان عثمانی یا روم اسلامی با اروپا دریای مرمره و تنگه های بوسفر و داردانل موجود بود.

ادامه مطلب


بلوچ نام قومی ایرانی اصیل است که امروزه در جنوب شرقی ایران تا خراسان و بلوچستان پاکستان ، و نواحی بلوچ افغانستان و همچنین در عمان بخصوص مسقط زندگی میکنند. این قوم از اصیلترین ایرانیان است و اکنون بجز برخی بلوچ ها همانند ایرانشهری ها که از اهل تشیع هستند مابقی همگی بر دین اسلام و حنفی مذهب هستند ، برادران بلوچ مسلمان و صاحب فرهنگ غنی ایرانی هستند. هند از آنان تأثیرات زیادی گرفته و بخصوص نوع موسیقی هندی از بلوچی بسیار تنوع کسب کرده‌است. بلوچستان همواره با زابلستان تاریخی همسو داشته و بقول فردوسی : 

سپاهش زگردان کوچ و بلوچ

                                         سگالیده جنگ مانند قوچ

که کس در جهان پشت ایشان ندید

                                    یک انگشت ایشان ندید

نگه کرد کیخسرو از پشت پیل

                            رده آن سپه را زده بر دو میل پسند

امدش وسخت آفرین

                                     بران بخت بیدارو فرخ زمین

جنگندگی بلوچان در ابیات شاهنامه مشهودست ، بلوچ ها را گفته اند که سابقا در میان کوههای البرز تا گیلان و حدود زنجان زندگی می کردند که با حمله انوشیروان آواره شدند ، داستان از این قرار بود که بلوچها مزاحمت ایجاد میکردند و انوشیروان برای دفع آنان کمر به نابودی بست. 

بعقیده نگارنده گرچه تلخست که همنژاد ، همنژاد را دفع کند ولی گسترش قوم بلوچ در مُکران تا کراچی و هندوکش نقطه عطفی در پیدایش نژاد آریایی در آنجا شد و فرهنگ ایرانی به این واسطه بسط بیشتری یافت. بلوچ ها همانند کوردها دارای سرزمینی آریایی و بس بزرگند و از امتیاز آنان داشتن خط ساحلی اقیانوسی است. بلوچها در گسترش اسلام نیز نقش زیادی داشتند و مطمئن باشیم که در فتح هندوستان و مسلمان شدن آنان بلوچ ها نقش داشته اند. 

بلوچها نیز مانند سایر اقوام نسب نامه هایی داشتند که در دوران اسلامی مرسوم بود و خود را به یک قبیله یا شخص مهم از عرب منسوب میکردند لاکن این نسب نامه ها در زمان خود دارای اعتبار بود و طبیعی بود که اقوام برای ایجاد حس مسلمانی بیشتر و مهر تایید بر مسلمان بودن ، خود را به نسل عرب نزدیک کنند. معهذا این قوم اصیل و ایرانیست و زبانش با فارسی خویشاوند و همردیف کُردی و تالشی و تاتی و غیره با هندو اروپایی است. 

بلوچها ، در تاریخ یکبار دیگر مورد هجوم قرار گرفتند و آن هجوم سلطان غزنوی بود ، گویند زنی از اهالی گچ شهر به پیش محمود آمد و گفت : کوچ و بلوچ تمام زندگی ام غارت کرده‌اند. محمود پرسید : گچ دیگر کجاست!؟ زن گفت : سلطان ! تا حدودی زمین بگیر که بشناسی! 

ادامه مطلب


هروقت کتب دینی و قوانین شرعی را میخواندم ، ساعتها به این موضوع تفکر میکردم که دین مبارک اسلام راه همه‌چیز را پیش بینی کرده و اگر به فرائض آن بخوبی عمل کنیم نیازی به این همه هیاهو و فیل به هوا کردن نداریم. مثلا الان انواع بیمه ها و بانکها و خلاصه. به پا شده ، در صورتیکه اسلام خمس و زکات و کمک به مظلومین و همه‌چیز را داشته. فقط آنقدرها صحیح اجرا نمیشه! مثلا وقف یک سرمایه ماندگار خداپسندانه است ولی گاهی نفس وقف اشتباهه! مثلا طرف مال مردم میخوره و بعدش وقف میکنه! یا پدری از لج فرزندش ، مال و اموالش را وقف میکنه! 

یا اینکه ، مثال زیاده! 

اسلام همیشه به نیک نهادی انسانها تاکید کرده! چون سرمایه حقیقی دنیا بر نیکی ستون میزنه! حلال و حقیقت با نیکی و خلوص عقیده موجوده! 

نیکی نباشه ، دشمنی بروز میکنه! دشمنی بروز کنه کدورت و نفاق بروز میکنه ، نفاق بروز کنه حرامی پیش میاد و 

این بیت به روشنی گویای همه‌چیز هست : 

درخت دشمنی برکن که رنج بی شمار آرد 

                     درخت دوستی بنشان که کام دل به بار آرد. 

موعظه نیست و باید عمل بشه که متأسفانه کمتر مورد توجه قرار میگیره. 

هم اکنون با یک نگاه به قرآن خدا و احادیث ، می فهمیم که هرآنچه را که لازم بوده برای ما گفته‌اند. اسلام حتی با زندگی قرن بیست و یکم هم متناسبه ولی چرا نمیتوانیم انسان قرن بیست و یکم با دین اسلام باشیم در حقایق گذشته نهفته‌است. هنوز خیلی‌ها باور ندارند فشار خردکننده آمریکا و صهیونیسم باعث مقروضی و فقیری ما شده! هرچند این فشار خردکننده ، عنصر مقاومت و تلاش رو یاد ما داده ولی نسل من دهه شصتی تقریبا زوال خود را دیده ؛ ولی خدا آن روز را نیارد که بخواهیم دشمنی و فشار خارجه را نبینیم. مثلا همین برجام ، ثابت کرد که غربی‌ها پای حرفهایشان نیستند و هرگاه پای شمع تاریک بشه بیخیال همه‌ی قول و قرارها میشند. 

دین اسلام و برقراری اصول 

اگر حوصله داشته باشید ، این مبحث رو به مرور زمان تکمیل میکنم و به ذکر مواردی در حد دانش اندک و قلیل خودم میپردازم. ادعایی ندارم و تا آنجا که دانشم برسد مینویسم. 

اگر خودتان قدری کاوش کنید که خیلی بهترست ولی بد نیست من هم با زبانی خودمانی برای شما شرح بیان کنم. 

یکی از بهترین کتب برای آموختن رساله هست. ( قرار نیست چون نماز نمیخوانیم از خواندن علوم دینیه بی بهره باشیم و یا از همدیگر حساب کشی کنیم که مثلا شما که نماز نمی خوانی پس رساله خواندنت دیگه چه ایست ؟ نماز امری شخصیست و جوابش را به آفریدگار در آن دنیا پس خواهیم داد! عمل به فرائض و فرموده ها خیلی مهمه! بخدا اگر شرایط مالی داشتم و فکری مردمی هم محیا بود فقط البسه قدیمه می پوشیدم و بجز دین عمل نمی کردم ولی هیهات که اسیر روزگارم و جنس دردی به من مستولی شده که کسی نشناسد و ). 

رساله امام خمینی را در هفده سالگی خواندم و هرجا که اشکال معنی داشتم از فرهنگ حسن عمید حل مشکل میکردم. کتب دینی زیاد خواندم و گاهی به جستجوی تفاوتهای مذهب هم می پرداختم ، مثلا در کتاب صلوات خواندم که برادران دیگر اسلامی صلوات را بدون آل محمد میگویند و با احادیثی خواسته شده بود که صلوات را تکمیل بیان کنند : اللهم صل علی محمد و آل محمد. 

جدا از اینها از کتاب دینیه مابقی ادیان نیز خواندم ، متوجه شدم که گفته اشتباهی را بارها شنیده‌ام. میشنیدم : آخه قرآن مگر چیست؟ همش داستان قدیمی هست! وقتیکه کتب دیگر ادیان خواندم مشاهده کردم کتب دینی دیگران هم نقل حکایت و داستان است ولی این داستان‌ها برای عبرت است و باید به نفس و هسته عبرت آموز ماجرا توجه کرد. در ضمن برای هدایت همیشه لازم است حکایتی تاریخی بیان کرد! و همچنین قرآن خدا در کنار این ماجراها بسیار کلام های آموزنده دارد و چرا آنها نبینیم ؟ به هرحال دین تفسیر شیرینتری دارد که متأسفانه کمتر به آن پرداخته شده‌است. 

من نه طلبه هستم نه استخدام دولت! اتفاقا خیلی هم محتاجم پس نه از روی سیری میگم و نه از روی منفعت. 

خدا را هم شاکرم و هم چاکرم که تا کنون علیرغم مصائب بسیار تا کنون به گناه کبیره نیفتاده ام و گناهم در حد دروغ روزمره ایست که گاه آدمی ناگزیرست و مجبور به گفتن. 

مثلا ، چرا حجاب اینقدر بد شده؟ البته نبود استقلال مالی و همرنگی اجباری جماعت و غیره غیره نقش بسزایی داره. 

سعی میکنم با همه‌ی مشکلات ، حداقل حجاب زبان و رفتار داشته باشم و انشاءالله بتوانم موفق باشم. 

انشاءالله خدا دست من هم بگیرد.

با من همراه باشید 

ادامه دارد.


یمن 

یمن کشوری با وسعت ۵۲۸۰۰۰ کیلومترمربع است که تاریخی جالب دارد ، به گفته رومیان عربستان خوشبخت » یمنست. این کشور در تاریخ معاصر بحرانهای زیادی را پشت سر گذاشته است. یکی از این بحرانها استعمار بود و سپس بحران استقلال و تقسیم یمن به دو قسمت شمالی و جنوبی! سپس جنگ و اتحاد یمن! 

تاریخ یمن جالب توجه است. همیشه ایران یگانه حامی این ملت مظلوم بوده ، اکنون ایران فقط پشتوانه مشاوره ای و روحیه‌ای نسبت به یمن داره و انصارالله و مردم و ارتش این کشور از خاک خود دفاع می کنند. ولی به لطف پیوستگی تاریخ و مذهب و نه یمن ، ایران را از یاد برده و نه ایران یمن را. 

یمن از دوران تاریخی اساطیری با ایران در ارتباط بوده ، احتمال دارد مازندران شاهنامه یمن باشد یا آنکه مصر باشد یا آنکه همین مازندران باشد. 

ولی احتمالا هاماوران ، باید یمن باشد. کاووس به فتح هاماوران رفت ولی دچار و درمانده شد تا آنکه رستم برای نجاتش شتافت و هفت خوان او شروع می‌شود. 

اما قبل از همه‌چیز باید به حضور فریدون و عقد سه دختر عرب برای پسرانش اشاره کرد. سه دختر زیبا و با حجب و حیا. یکی را به تور داد ، یکی را به سلم و دیگری را به ایرج. ( به شاهنامه رجوع کنید. ) .

ادامه مطلب


از روزیکه مسلمانان سد فاسقون را در جزیره النبی شکستند ، دسته هایی کینه توز پدید آمدند که یا مسلمان شدند با جنبه کینه توزی و یا به دیگر مکانهای قدرت گریختند و بواسطه مافیای نظامی _تجاری جهان را بدست گرفتند. مسائل زیادی در این امر دخیل هستند حتی حضور نظامی انوشیروان در یمن هم باعث ایجاد انحراف جاده تجاری شد و آن جاده تجاری همیشگی از رونق افتاد و با عوض شدن راه تجاری ، راه برای مال اندوزانی باز شد که میتوانستند بهترین ثروت‌ها را از دیگر مردمان جمع کنند و به صندوق خود بیندازند. 

راه جدید تجاری گرچه امنیت داشت ولی دیگر راه تجاری همیشگی نبود. عربها از تعویض این راه تجاری آسیب اقتصادی دیدند و یکی از دلایل به تحرک آمدن عربها همین تحریک و تحریم ناخودآگاه بود.عربها گرچه مسلمان بودند ولی در ابتدای گسترش اسلام به برخی از فرایض دینی بی توجهی ناخواسته‌ای نشان دادند که منجر به دلخوری های فراوانی شد. این دلخوری ها با شهادت حضرت علی و حسین ع و قیامها و زد و خوردها بیش از پیش زیاد شد. ملل مفتوحه که عربها موالی مینامیدند از پرداخت جزیه و عدم برابری ناراضی بودند. بخصوص پارسیان و ایرانیان که تا قبل از یورش نهایی اعراب مسلمان ، شکوه و عظمتی عجیب از تمامی عراق تا دوردستهای ماوراءالنهر داشتند و توانسته بودند ۴۲۶ سال منطقه ای به این بزرگی را با یک دین و زبان نگه دارند. این مورد از حکومت داری ساسانیان در تمام جهان باعث تعجب است. ساسانیان عقاید مزدایی داشتند و در برقراری یک حکومت مذهبی تمام تلاش خود را کردند لاکن در برابر دین جدید رنگ باختند چون دین جدید آموزه های ناب تری داشت هرچند اعراب مسلمان در ابتدا این مورد را گویی نادیده گرفته بودند. 

حکومتهای ساسانیان و صفویه از لحاظ نوع حکومتی و نگرشی شباهتهایی دارند. لاکن نمی توان صفویه را همتراز ساسانیان پنداشت. ساسانیان از مردم همین نواحی بودند ولی صفویه هسته ی غیر بومی داشت و بر پایه قزلباش از مملکت روم بنیان شده بود. در نهایت این آموزه های اسلام بود که هسته عقاید قزلباش را درهم شکست و مناسبات دوستانه را میان سه حکومت عثمانی ، ازبک و خود صفویه بر پا کرد. 

عمری باید تلاش کرد و بر دنیا ثابت کرد که مذهب عزیز شیعه را با قزلباش یکی نبینند بلکه خودسری های قزلباش ربطی به مذهب مظلوم شیعه اسلامی نداره و باعث تأسف بسیارست اگر رفتارهای قزلباش به پای مذهب نوشته شود. 

دکتر شریعتی هم اشاره کرده که : شیعه صفوی رو با شیعه پاک علی اشتباه نگیریم. 

دین اسلام بارها بحران به چشم دیده و از خصایص بارز اسلام ذوب عقاید فاسد به صورت تدریجی است. از صدر اسلام تا کنون فرقه های زیادی بروز کردند ولی هرگز نتوانستند در برابر دین حق ایستادگی کنند. 

بحران و جدایی ملل مسلمان برخلاف تصور به قبل از حمله مغول برمیگردد و متأسفانه بعداز حمله مغول و ایجاد خلاء قدرت بیشتر شد. خلاء قدرتی که بعداز حمله مغول ایجاد شد در نهایت باعث سربلند کردن خلیفه گری عثمانی ، صفوی و ازبکهای متعصب حنفی شد. آسیب تشدید شد و خیلی از مسلمانان از یاد بردند که جنگ میان مسلمانان حرام است و نباید به جنگ هم بروند بلکه باید با هم متحد باشند ، معهذا حضور برخی از مراکز قدرت مانع اتحاد مسلمین میشد. 

جنگهای صلیبی فرصتی بود برای اتحاد مسلمانان .! ولی آنقدرها که باید انتظار میداشت اتحادی به وقوع نپیوست. سلاجقه تقریبا خود را کنار کشیدند و تنها شام را مستحکم کردند ولی ایوبیان و دیگر مسلمانان به جنگ شتافتند. نتیجه جنگهای صلیبی گرچه با پیروزی مسلمانان همراه بود ولی اروپاییان با تمدن غنی اسلامی آشنا شدند و همچنین دریافتند که با ایجاد تفرقه و تسخیر آرام آرام سرزمینهای اسلامی! آنان را از قدرت بیندازند. 

این امر تا همین اواخر دوره قاجار با ایجاد دینهای ساختگی ، تبلیغات و بزرگنمایی و ایجاد حس ملی گرایی ادامه داشت و هنوزهم ادامه دارد.

بهار شاعر دوره پهلوی می سراید : 

عرب گرچه زد چو حرامی به ما            ولی داد یکی دین گرامی به ما 

قدری چرا بپرسم ؟ 

ادامه مطلب


بازبینی می‌شود. 

ثبت شده 

کردستان شناسی ما بر دو اصل است که ابتدا نگاه و گفتار پیشینیان را ملاک قرار داده و سپس با نگاه و تحقیقات امروزین کردستان و نژاد کرد را برسی کرده و در آخر به نتیجه ای خواهیم رسید.در این نوشتار سعی بر آن داریم کرد را از همه لحاظ مورد کاوش قرار داده و دانسته ها را مرور کرده و بر نادانسته ها دست یابیم.
اصل و نسب کرد و حدود تاریخی آن
در مورد معنی نام کرد اقوال متفاوت است و برخی کرد را به معنای نژادی ندانسته و می گویند به رمه بانان و کوچ گردان کرد اطلاق می شده است،و می گویند بدین لحاظ بوده است که در تمام فلات ایران و دشت توران اکراد حضور دارند و جغرافی دانها از آنان به نامهای اکراد بلوچ، اکراد عرب، اکراد کرمان و سیستان و غیره ذکر کرده اند.و در نهایت گویند که کرد نام نوعی معیشت بوده است.به هر حال امروزه این نوع قول گفته شده پیش افرادی پذیرفته است ولی ما از ابتدای پیدایش کرد حکایت می کنیم و می بینیم که آنان مجبور به این معیشت بوده اند. و تنها خاص اکراد نامها نبوده بلکه ترکان در قلمروی اسلامی نیز کوچرو بوده اند وبه قول این دسته معیشت اکرادی داشته اند.فردوسی در کتاب تاریخی خود که به نظم است،اندر پیدایش کرد سخن رانده است.آن بزرگوار به خوبی داستان پیدایش کُرد را بیان نموده است.جمشید که شاه جهان پیدایشی خداوند بود،به ناگاه دچار غرور گشت و.پس ضحاک بن مرداس بر او شورید و پادشاه همه کشور شد. گویند ضحاک تازی بود و ظلم بسیار کرد و ایران و توران روی خوش ندیدند از این پادشاه خودکامه که فقط به فکر خویش بود.چون جمشید را بگرفت او را با اره به دو نیم کرد.گویند شیطان همان گونه که وی را گول زد تا پدر بکشد و به ملک بابل و بعد ایران برسد باز نیز آمد و دو شانه او را ببوسید و از نظر پنهان گشت.جای بوسه ها زخم شد وبنابر شاهنامه از آنجای دو مار برست. یا به قول شرف خان همان سرطان بوده است. به هر حال چون در آن بی درمان بود شیطان چون طبیبی آمد و گفت که باید به مارها مغز انسان داد. پس ضحاک ظالم جوانانی را از ایرانیان (به احتمال از سیستان و خراسان بیشتر)می آورد به کشتار داده و مغزشان را به مارها می خوراند .در آشپزخانه شاهی دو برادر پاک نهاد بودند که نام ایشان اَرْمایل و کَرْمایل بود. اینان که از خوبی دو خواهر جمشید در دربار اطلاع داشتند کاری انسان دوستانه کردند.اینان از دو جوان یکی را کشته و دیگری را که از این پس به نام کرد مشهور می شود را در کوهای زاگروس و آناطولی با مختصر آموزش و مختصر رمه ای رها کرده و بر آنان شرط می کردند که به اوطانشان بر نگردند.این جوانان از تیره های مختلف آریایی بودند و هر یک زبان و عادات خویش داشت که بعدها در برخی از جهات به هم نزدیک شدند.این جوانان که به جبر زمانه رمه گردان و کوچرو شده بودند از این پس کرد نامیده شدند که برخی از این واژه تعبیر به آزادی کرده اند.این جوانان راه بشر اولیه را برای پیدا کردن اجتماع و مسکن پیمودند و راه و رسم زندگی را از نو کشف کردند و ازدواج کرده و طایفه ای تشکیل دادند. این نوع زندگی آنان را سخت و قوی کرده بود. دیری نپایید که تمام غرب ایران جنوب غربی ایران تا مرکز و گیلان و تمامی جزیره(میانرودان) و آناطولی از این نژاد تشکیل شد.برخی تا به امروز همان نام کرد را بر خود حفظ کرده اند و برخی به دلیل ت و مذهب راه جدایی و برجسته کردن نام طایفه ای را پسند کرده اند که البته ندای همه مردم آن دیار نبوده و سرکردگان اینگونه تصمیم اتخاذ کرده اند.

شرفخان بدلیسی اکراد را بر چهار قسم دانسته که عادات و اقوال مختلف دارند:اول کرمانج. دوم لر. سوم کُمِلِه. چهارم گوران.

ادامه مطلب


در روند بررسی

تات 

مردمی در آذربایجان بودند که یا با ازدواج های اجباری با ترکان آذربایجان یکی شده‌اند ، یا بصورت اجباری به خراسان کوچانده شده‌اند. 

نژاد امروزه آذربایجان از ازدواج ارامنه ، ترکان ، فارسها ، عرب تبارها ، مغولها ، بخصوص کُردها و تات ها ، تالشی ها ، اندکی روس و گی و گرجی و چرکس ، همچنین گورانی و لک تشکیل شده‌است. در زمان افغانها ، چندین هزار افغان با آزاد خان نیز در آنجا اقامت گزیدند. ترکمن های سلجوقی نیز تقریبا جمعیت قابل توجهی بودند ولی قزلباش این ترکیب ها را با خود درآمیخت و تات و کورمانج را به زور مهاجرت داد. زبان تاتی در آذربایجان منقرض شد و تنها چندین منطقه کوچک صحبت میکنند که به فارسی و ترکی آذربایجانی هم مسلطند. 

تات ها را به خراسان و ترکمنستان امروزی مهاجرت داده‌اند. 

جلگه شوقان ، راز ، جلگه گیفان اکثرا تات هستند. 

احتمالا برای قزلباش ها تات بیشتر از بیگانه بود ، چون تات در زبان ترک نقش عجم در زبان عرب را بازی میکند. 

بیشتر تات ها در کنار کورمانج ساکنند. خیلی هم دو رگه تات کورمانج هستند. تات زبانی جداگانه ولی خویشاوند کردی و فارسی است. 

روزگاری مردم آذربایجان بخصوص تبریز و اردبیل به این زبان تاتی صحبت می‌کردند. البته ما منکر حضور زبان ترکمنی سلجوکی و ترکی قاجار در این منطقه نیستیم ، دیگر زبان غالب فارسی دری ، کوردی ، عربی بود. متأسفانه قزلباش کلهم آذربایجان را تغییر داد. 

در قفقاز نیز تات زندگی می کند. 

پراکنش تات ها با ذکرنام استان ،شهرستان و روستا

استان اردبیل: شهرستان خلخال شهر کلور ٬ درو ،شال ٬دیز ٬جیرنده ٬ طهارم ٬ عنبران ٬ میناباد ٬ میرزانق٬ کلش ٬ سروآباد ٬ ‍پیله زیر٬ پ‍یله رود ٬ جید ٬ لرد ٬ اسبو ٬ اسکستان ٬ تولش٬ کجل ،کرن ٬ گیلوان ،گلوزان ،کهل ،گندم آباد ، طارم ، عنبران علیا ٬ لنکران٬ شهرستان کوثر روستای . شهرستان نمین روستاهای.

استان قزوین : شهرستان تاکستان ٬شهرتاکستان - بخش اسفرورین ٬ شهر اسفرورین -روستای قرقسین بوئین زهرا، و شهرستان بوپین زهرا شهرهای شال ٬ دانسفهان و روستاهای خیارج ٬خوزنین ٬خروزان ٬ ابراهیم آباد ، قلعه گنجی ٬سگزآباد٬ در اطراف قزوین روستای دیگر مثل انظیر ،رزجرد ٬الولک ٬حصار خروان ،طارم قزوین و روستاهای زیاران ،صمغ آباد،تیخور،توداران،آقچری، خون ، آتانک ، جزمه ، دارسرور ، کهوان ، کذلک ،میانکوه ، ابراهیم آباد ، از توابع دهستان فشکلدره بخش آبیک استان قزوین و تعدادی از روستاهای شهرستان طالقان هم تات هستند / روستای زرجه بوستان در آبیک قزوین/

استان تهران : شهرستان کرج بخش حصارک و عظیمیه و شهرستان قدس و. شهرستان طالقان ٬ شهرستان رودبار زیتون ٬شهرستان شمران ٬روبار قصران ٬ و چند روستا در دماوند همسایه رودبار قصران

استان آذربایجان شرقی: روستای کرینگان از توابع شهرستان ورزقان ،روستاهای دیگری در منطقه­ی خاروانا ،میشه­پارا ،ونستان و در بخش ارسباران دهستان حسنو ،خوی نرآو ، ارزین وکلاسور

استان زنجان : شهرستان طارم روستاهای سیاه‌ورود، گندم‌آباد، سرخه سنگ ٬ قوچان ٬نوکیان ٬بندرگاه٬ هزاررود، چرزه، جمال آباد، باکلور،سرخه میشه ، کلاسر و ی قسمت های از گیلوان - و روستای خوئین و سفیدکمر از توابع ایجرود استان زنجان

استان گیلان : شهرستان رودبار و روستاهای

استان اصفهان : شهرستان نطنز روستای ابیانه

خراسان شمالی: چند روستا از توابع شهرستان بجنورد بنام های ،اندقان ،خراشا،کرف،جربت،دوبرجه، جوشقان ،راز ، کیفان ، جاجرم ومحمودآباد ( منبع کتاب تاتهای ایران و قفقاز صفحه ۹ مولف دکتر علی عبدلی)

استان گلستان : در استر آباد طایفه ای به زبان تاتی سخن میگویند(منبع کتاب تاتهای ایران و قفقاز صفحه ۱۰ مولف دکتر علی عبدلی) چند روستا از شهرستان مینودشت مثل ده چناشک ؛قلعه قافه؛ دوزین و

استان سمنان : روستاهای .

استان مرکزی : روستاهایی از توابع شهرستان اراک همچون عیسی آباد، اماران ، وفس ،تفرش (منبع کتاب تاتهای ایران و قفقاز صفحه ۱۰ مولف دکتر علی عبدلی)

ابیانه یکی از روستاهای شهرستان نطنز در استان اصفهان است که در چهل کیلومتری وغرب شهر نطنز واقع شده است دردامنه کوه و هوای بسیار خنکی دارد مردمان آن بیشتر به کشاورزی ودامپروری اشتغال دارند محصولات عمده آن میوه - غلات و لبنیات می باشد .مردمان آن دیار به تاتی سخن می گویند.

در دیگر کشورها : ۱- قفقاز ۲- تاجیکستان ۳- آذربایجان۴- بمبئی هندوستان ۵- فلسطین اشغالی 

پراکنش تاتهای قفقاز : داغستان - دربند - آبشوران - باکو - ناداران- سوراخانی - بالاخانی - موشتاغی -یوزونا - امیرخان - زیره - هووسن - بینه - خیله قویا - دوه چی - اسماعیل لی - خزین - قوناق کندی - قوتگاش - کابتاکو - تیرسران - مخاچ قلعه - افروجه - گنداب - سبازان - لاهیچ

توجه :

شال هم دراستان اردبیل وهم دراستان قزوین وجود دارد که گویش تاتی دارند

شال شهری است در استان قزوین که در ۵۵ کیلومتری جنوب غربی مرکز استان قرار دارد

شال در ارتفاع 1400 متری از سطح دریا و در فاصله 9 کیلومتر شهر کلور و44کیلومتری جنوب شرقی شهر خلخال واقع شده است

تاتی و تات ها

تاتی یکی از کهن ترین زبانهای ایرانی است که بسیاری از ویژگی های زبانهای باستانی ایرانی را حفظ کرده و به عقیده برخی از زبان شناسان و محققان بازمانده زبان مادی است. گویش های تاتی ، از گویشهای مرکزی ایران است که به دستة شمال غربی زبانهای ایرانی (شاخه ای از زبانهای هند و اروپایی ) تعلق دارند. گویش تاتی از یک سو با سمنانی و از سوی دیگر با تالشی پیوند دارد.

نکته : 

بیشتر تات ها سبزه روشن هستند و زبان گذشته آذربایجان تاتی بوده. امروزه هرچند تات ها در خراسان هستند ولی خدا را شکر هستند.

ادامه مطلب


قوم مغول دور افتاده ترین قوم ترک بوده و نیازی به ثابت کردن نداره ، تنها دلیلی که از آنان غول ساخته تخریب اسلام و مسلمان کشی آنان است. قوم مغول عشیره خالصی بود. ولی خصلت و خلوص برای آنان راهگشا نبود. هنگامیکه هم از خصلت خود بهره بردند بی آبرو گشتند. قبایل سلجوک در روند حکومتی ضعیف و ذلیل شده بودند و قدرت لازمه برای مقابله با شورش را نداشتند. تَکش آرام آرام سلجوقی را برانداخت ولی نتوانست با قره خان درگیر شود.

مادر سلطان محمد خوارزمشاه قِپچاقی بود. قپچاق دشتی بود که خزرها با یک چرخش به سمت شرق آن را سالیانی دراز تصرف کرده بودند و از مردمش یهودی کامل نه! بلکه یهودی مسلک ساخته بودند. مردم شریف قپچاق خوشبختانه مسلمان حنفی شدند ولی فتنه گری را از ترکان خزری یهودی آموخته بودند و دیگر در وجودشان نهادینه شده بود. بعدها طبق آموزه های اسلام متعادلتر شدند. 

زبانهای ترکی پر از لغات فارسی و عربیست و اگر حوصله بخرج دهید برای شما در زیر مقاله مربوطه آنقدر مثال می آورم تا قانع شوید. از ترکی اویغوری در چین با وسعت بیشتر از ایران مثال می آورم و همچنین ترکی استانبولی تا ببینید که زبان فارسی اصلا کمبودی ندارد و بلکه بزرگترین لهجه در لهجات اسلامی در حکم زبان بود که از مغولستان تا رود نیل جریان داشت. 

عوامل زیادی در برچیده شدن فارسی از این همه ممالک وجود داشت ، مهمترین آنان استعمار بود. استعمار نمی خواست فارسی دری در هند و آسیای مرکزی و دیگر نواحی حضور داشته باشد. همچنین بخوانید از کتاب دانشگاهیم : 

از دکتر محمد جعفر یا حقی ، کتاب زبان و ادبیات فارسی عمومی دکتر ذوالفقاری ، عمرانی ، فریده کریمی و موغاری 

حوزه ی گسترش زبان فارسی - که روزگاری از مدیترانه تا سند و از بین النهرین تا ماوراء سیحون امتداد میافت - در گذشته های تاریخی تدریجا محدود شد و ابتدا قلمروی آسیای صغیر خود را از دست داد. و با به روی کار آمدن صفویان یا اندکی پیش از آن ، بر اثر کشمکش‌های ی و مذهبی بخش‌های آسیای مرکزی آن جدا شد. استعمار انگلیس هم اندکی بعد ارتباط زبان فارسی شبه قاره هند را با پارسی ایران قطع کرد. بیشتر از دو سده پیش ، بخش‌های گسترده‌ای از قلمروی این زبان در قالب افغانستان به گونه‌ای دیگر عرصه تاخت و تاز استعمار قرار گرفت. بعدها که سرزمین کوچک تاجیکستان پدید آمد ، زبان پارسی رایج در آن نواحی به نام تاجیکی احراز هویت کرد. چنان که پارسی افغانستان هم دری نامیده شد. تنها زبان رایج در قلمرو جغرافیایی ایران ، همچنان فارسی باقی ماند و به حیات تکاملی خویش ادامه داد. 

به هرصورت گفته بالا کاملا آشکارست و نیازی به توضیح بیشتر ندارد ، ولی شعرای یوگوسلاوی سابق در ضمیمه ترکان عثمانی بیشتر فارسی سروده اند. نعیم فراشری از مردم آلبانی کاملا دیوانی ساده و بی آلایش به فارسی دارد. ابن بطوطه جهانگرد دوره مغول از خواندن شعر حافظ توسط چینی ها و ترکان سمرقندی حکایت کرده و گفته حتی از شعر سعدی و حافظ در تونس و مراکش خوانند. 

سلاطین عثمانی در ابتدا همه پارسی گویی میکردند و این اظهر من الشمس است. ترکمنهای عراق مثل نسیمی و فضولی هم فارسی و هم عربی و ترکی شعر سروده اند ، در دربار عبیدالله خان ازبک فارسی جاری بود ولی بخاطر کشمکش جنگی با صفویه این زبان را تحریم کردند. 

جالب است که صفی دوم نیز در اقدامی عجیب ، فارسی را حذف می‌کند و ترکی آذری را زبان رسمی اعلام می‌کند ولی چون جوابگوی دیوانسالاران و زبان دولتی نبود ناخودآگاه به شکست انجامید. 

ترکی زبان قشون و لشکر بود ، فارسی دری زبان ادب و دیوانی و مردمی ، عربی هم زبان علما و ون بود که ثلاثه اللسان نام دارد.

به قول نظامی : 

تُرکی صِفَت وَفای ما نیست

                        تُرکانِه سُخن سِزای ما نیست

آن کز نَسَبِ بُلَند زاید

                                  او را سُخن بُلند باید

 به نِفرین تُرکان زَبان بَرگُشاد

                       که بی فِتنِه تُرکی زِ مادَر نَزاد

زِ چینی بِجُز چینِ اَبروُ مَخواه

                              ندارند پِیمان مردم نِگاه

 سُخن راست گُفتند پیشینیان

                  که عَهد و وَفا نیست در چینیان

همه تَنگ چِشمی پَسندیده اند

                 فَراخی به چَشمِ کَسان دیده اند

خبر نی که مهر شما کین بُوَد

                 دل تُرکِ چین پُر خَمُ و چین بُوَد

اگر تُرکِ چینی وَفا داشتی

                         جهان زیرِ چین قَبا داشتی

و شعرایی دیگر هم زیاد سروده اند. 

ترک واقعی ساکت و آرامست ، اصلا صاحبین زبانها و فرهنگها ساکتند و دیگران الکی گلو پاره میکنند.

مادر سلطان از همه‌چیز و همه کس بد می گفت و برای مال دنیا حریص بود. غایرخان که پسر برادر خاتون بود واقعا برای غارت بازرگانان مغول به اسم جاسوس چیزی کم نگذاشت. ترکان خاتون هم آن واقعه را جاسوسی جلوه داد. چنگیزخان بارها نوشت ولی هر دفعه جوابی بی ربط کسب می کرد. حتی سلطان محمد را بد آمده بود که چرا تموچین چنگیزخان » او را چون فرزندش خوانده‌است. 

امپراتوری قراخطایی میان مغول و خوارزمشاه بود همانند قلمروی قره خان. ! 

گوجلوک خان مردم مسلمان را میکشت تا طایفه وحشی خودش را بجای آنان بگذارد. چنگیزخان بارها نصیحت و میانه داری می کرد ولی نامه های بسیار بد و توهین آمیزی از گوجلوک به چنگیزخان نوشته شد. 

گوجلوک خان دائما تهدید میکرد و میگفت : مگر صحرا هم شاه دارد ؟؟؟ 

سپس چنگیزخان را به جنگ ترساند. زن و بچه‌های بازرگانان مغول هم طبق رسم خونخواهی در پناه خاقان شاهنشاه » قرمز پوشیدند و خواستار انتقام شدند. چنگیزخان واقعا نیروی انسانی اندکی داشت و نمی دانست بعداز فتح چین آیا توان رویارویی با امپراتوری بزرگ و نیرومند اسلام با پشتوانه خلیفه را دارد ؟ آیا اگر پنجه در پنجه گوجلوک مسیحی بیندازد چه می‌شود ؟ حتما طیف وسیعی از کمک اروپایی برایش ارسال می‌شود. چنگیزخان در این افکار بسر می برد تا اینکه نامه ای از پاپ مسیحیت روم دریافت کرد و پس از خواندن آن چند کار اساسی به شرح زیر انجام داد : 

۱. به این نتیجه رسید که باید برای جنگی تمام عیار آماده شود و بجای دین و مذهب ، ملیت آسیایی را رواج دهد.

۲. یکی از پسرانش را فرستاد تا جلوی مهاجرت قراخطایی ها را که از خاک مغول می گذشتند ، بگیرد.

۳. به سرکوب دیگر اقوام پرداخت و آنان را تابع کرد.

۴. جلوی ییلاق و قشلاق بخشی از قاجارها را گرفت و دختر خود را به همسری رئیس ایل قاجار داد و او را نویان خواند یعنی تو نوه من هستی. 

۵. محمود یولواج از مسلمانان عرب را که پیشش کار میکرد بعنوان سفیر با نامه به دربار خوارزمشاه و گوجلوک فرستاد و گفت : اگر شما دو تا ادای سگ هار درمی آورید پس بدانید من خود گرگم. 

۶. پاسخ داد آنهم کوبنده ، و شوخی نداشت. تنها هر شهر و منطقه ای که قبولی ایلی مغول میکرد آزاد میگشت. 

۷. چنگیزخان فهمید که پاپ ترس دارد مبادا گوجلوک چین را مسیحی کند و مرکز قدرت مسیحیت با آنهمه درآمد نذورات به آسیا منتقل شود. 

۸. چنگیزخان فهمید که مسیحیان آرزوی شکست مسلمانان را دارند و خیلی دوست دارند چنگیزخان آنان را نابود کند. 

و. 

ادامه دارد. 


دین مبارک اسلام بارها با خزرها درافتاد ، اسلام در ابتدا تلاش می کرد تا آنان را خلع سلاح کند و آموزه های دین مقدس اسلام را به آنان بیاموزد. اما جنگ رودررو شکل گرفت. مسلمانان ابتدا پیروزیها و پیشروی خوبی داشتند ولی در جنگ بِلنجر شکست بدی از یهودیان خزر خوردند. این شکست خیلی سنگین بود پس مسلمانان به فکر جبران خسارت افتادند ولی حداکثر پیشروی مسلمانان تا همان دژ ساسانیان به نام باب المندب بود. باب المندب آخرین پادگان نظامی ساسانیان در برابر خزرها بود که در روسیه امروزی قرار دارد. 

شاید اولین حکومتی که خطر خزرها را درک کرده بود و با آنها جنگید به چشم نیاید ولی پر اهمیت است که بدانیم اشکانیان اولین جنگجویانی بودند که جلوی ورود خزرها را سد کردند. 

سال ۱۹۹ میلادی بلاش چهارم شکست کوچکی را که برای آنها مصیبت شده بود را جبران کرد و آنان را به پشت کوههای قفقاز متواری کرد ، مذهب اشکانی بر اساس مهر اجازه نمیداد همه‌ی آنها را بیرون کند همانطور که مذهب سختگیر مزدایی نیز چنین بود. پس دسته جاتی از آنان در فلات ایران میماندند ، بمانند انوشیروان ساسانی که دسته جاتی از هونها را بشرط اینکه طغیان نکنند پذیرفت. 

برچیده شدن دستگاه یهودیت خزری که زبان ترکی نیز اخذ کرده بودند : ۱. با تدابیر اسلامی رنگ باخت ، ۲. با حمله ی روس های کیف برچیده شد و سقوط کرد ولی باقی بود ، ۳. حمله ی مغول باقیمانده آنان را به شرق اروپا و ترکیه متواری داد. 

در مورد زبان خزرها گفتیم که : 

زبان این قوم از ترکی اخذ شده و تنها لغت بجای مانده آن ، اوخوقوروم است. از مصدر اخومک در ماضی استمراری است و به معنی می خوانم. 

خزرها از کتب یهود تَلمود را بخوبی پذیرفته بودند ، بعدها برای تورات نیز ارزش بالایی قائل شدند. 

ذکر این نکته بجاست که زبان خزری یددیش که زبان یهودیان اشکنازی خزری اروپاست گونه‌ای از ژرمنیست. 

استخری مورخ اهل فارس بهتر بیان میکند : 

این زبان بمانند ترک است. » 

تأیید میکند ترکیست ولی همانند بصورت اخذ شده. 

خزرها در طول حکمرانی به اسلام هم گرایش نشان دادند ، یکی از دخترهای خاقان قرار بود همسر هارون الرشید شود. 

آخرین خاقان خزر جوزف یا یوسف نام داشت که از بیزانس رومی شکست خورد و نتوانست در برابر روس های کیف قد علم کند. اسلاو و روس این دودمان را از بین بردند و مسیحیت را به مردم ترویج کردند ولی خیلی از خزرها به صورت آواره در بیشتر جهان ساکن شدند بخصوص اروپای شرقی و لهستان. 

سال ۹۵۰ میلادی تا ۹۶۰ میلادی ، جوزف فرزند هارون پادشاهی خزرها را بعهده داشت ولی دیگر همچون خاقانان خزری نبود که در دربار مثلا انوشیروان حتی سفیرش تخت طلا داشته باشد. قوم آلان بهمراه خزرها بتصرف نهایی اسلاوی ها درآمد. گرچه دستگاه یهودیت برچیده شد ولی موج مهاجرت یهودیان آواره به اروپا شروع شد بطوریکه تمامی شرق اروپا تا لهستان نشیمن گرفتند. حمله مغول آنان را به برچیده شدن بیشتر سوق داد. برخی با مسلمان شدن به جنوب قفقاز تا ترکیه رانده شدند و برخی دیگر به همان نواحی بلوک شرق. 

روس ها در نهایت بیشتر این قوم را در خود حل کردند. 

هنگامیکه شر خزرها از جهان کوتاه میشد ، سامانیان و آل بویه حکومترانی داشتند.

 

 

 


منطقه خزریه 

در مطلب قبلی نقشه قلمروی خزرها آمد. اما ذکر این نکته لازم است که خزرها از منظر قومی مجزا از یهودیان واقعی هستند. مردم حقیقی یهود عبری زبان و سامی هستند ولی خزرها قومی از ماورای قفقاز هستند که در گرجستان و چَرکسیه تا دریای خزر یا بهتر بگوییم در دالان مابین دریای خزر تا دریای سیاه ساکن شده بودند. احتمالا بخشی از هونها را نیز در خود جای داده بودند. ایشان به زبان ترکی آشنایی داشتند و در میان بازرگانان و جنگجویان از ترکان بسیار نیرو گرفتند. 

در اوایل قرن هشت میلادی یا به نقل بهتر  سال 740 میلادی ، شاه بولان به رسمی کردن دین یهود پرداخت. گرچه این کار یک ت جنگی و اقتصادی بود ولی تقلیدی کور و دیر هنگامی بود که بخوبی جواب داد بطوریکه هم در زمان خود شاه، مملکت قدرت یافت و هم بعدها یهودیان خزری معروف به اشکنازی تمام ثروت جهان را در دست گرفتند و همچنین فلسطین را که سرزمینی مقدس اسلامیست اشغال کرده‌اند و تمام آن سامان را خزریان یهودی تشکیل داده‌اند. حتی رجال ی اشکنازی اند. 

آنگونه که من خوانده ام شاه بولان Bulan می خواست دین بودایی را رسمی کند ولی وزیرش نگذاشت و گفت که دین بودایی روحیه جنگجویی سربازان را از بین میبرد. 

شاه بولان به دنبال دینی رفت که ریشه در بیت مقدس مسلمانان و مسیحیان داشت. دینی برگزید که هم نفع حال را برای قومش داشت و هم نفع آینده. برخلاف این موضوع چنگیزخان است که چهره‌ای سیاه پیدا کرده‌است ولی اگر کامل بخوانید و کاوش کنید خواهید دید چنگیزخان اتفاقا تسامح و مصالحه دینی زیاد داشته و تنها با گردنکشان مبارزه میکرده. 

خزرها برای مدتی تابعیت ظاهری گوی ترکها و آتیلای هون را پذیرفتند ولی احتمالا استقلال منطقه ای داشته‌اند. آتیلای هون برای مدتی بر خزریه استیلا یافت و به فکر تصرف قلمروی ساسانی افتاد ولی نتوانست کاری از پیش ببرد ، بناچار بر سر رومیان خراب شد. خزرها از زمان مهاجرت هون ها در منطقه خزریه ظاهر شدند و برخی احتمال می دهند از هون های زرد باشند. ولی اگر یهودی شدن آنان و سخن یک جغرافی دان را که نوشته : در خزریه سفید و یهودی بسیار است. آنگاه میتوانیم به هون های سفید نیز فکر کنیم. در میان خزرها مردم چشم و مو مشکی نیز گزارش شده و همینطور چشم آبی و سفید پوست گزارش شده‌است. جالب اینکه استخری مورخ فارس که مسلمان بود از دسته ای بنام قراخزری نام می برد که احتمال داده هندی تبارند. 

زبان این قوم از ترکی اخذ شده و تنها لغت بجای مانده آن ، اوخوقوروم است. از مصدر اخومک در ماضی استمراری است و به معنی می خوانم. 

خزرها از کتب یهود تَلمود را بخوبی پذیرفته بودند ، بعدها برای تورات نیز ارزش بالایی قائل شدند. 

ذکر این نکته بجاست که زبان خزری یددیش که زبان یهودیان اشکنازی خزری اروپاست گونه‌ای از ژرمنیست. 

 

 


نویسنده و محقق : اشکان ارشادی 

این مقاله رو به مرور ایام تکمیل میکنم ، اگر شما هم توانستید در بخش نظرات کمک کنید ؛ روزگاری تمامی لغات عربی حتی در گفتار می آمد ولی اکنون انبوهی از آن کاسته شده و این اشتباهست چون فارسی دری بخصوص در لفظ قلم و فصاحت و بلاغت زبانیست که دستور زبانش بر پهلوی ( همان زبانهای کوردی ، بلوچی ، گیلکی و مازنی ، پشتو سنسکریتی ، و دیگر زبانهای ایرانی ) به همراه قرابت شدید و زیاد به لسان دین و حدود چند صد لغت ترکی هست. 

در مورد فارسی مطلب در مابین مقالاتم با عنوانین متعدد نوشته‌ام. این مقاله هم برای عربی گرایی نیست بلکه برای تکرار لغتهایی هست که مال خودمان بوده و اکنون به فراموشی سپرده شده ، همانطور که من بارها گفته‌ام مردم کورد اصیلترین و خوش زبان ترین ایرانیانند ولی نباید از داشته های دیگر خودمان بگذریم. 

فارسی صورت رسمی کوردی با اخذ و قرابت به لغات دینست. 

توجه کنید تنها با ریزش یک حرف در لغتهای زبان چه اوضاعی پیش می آید : 

خودم ،،،،،، خوم 

خودت ،،،،، خوت 

کدام ،،،، کام 

افتادن یک حرف، اصلی انکارناپذیر در زبانها و لهجه هاست. پس میبینیم با افتادن دال به کلمات کوردی می رسیم. پس اینکه من ارشادی! میگویم فارسی همان فرهنگ و تمدن کوردی به صورت رسمی و اداریست راه به خطا هرگز نبرده ام. 

با تبدیل دال به ز ،،، در کوردی داریم : 

ندانم  که می‌شود نَزانم 

توجه کنید که در زبانهای هندو اروپایی ریشه و ساخت کلمات پیچیدگی خاصی دارد و برخلاف آن ترکیست که ریشه به صورت ساده در اول باقی می ماند. اصل مخفف گویی باعث زایش کلمات با گویش منطقه ای می‌شود. مثلا : وایسا در کوردی ووس. و همینگونه. 

حذف چ و تلفظ چرا در کوردی جنوبی اَرا را میسازد. و همچنین برای را اَرای میسازد. 

چند وقت بعد به توضیح کامل در مورد کوردی _ فارسی خواهم پرداخت. 

این مقاله مرتبط بر لغات عربی فراموش شده هست و آرام آرام لغات را اضافه میکنم.

نکته : اگر کمی لغات عربی فراموش شده را یادآوری کنیم و در پس زمینه ذهن نگه داریم به واسطه‌ی الفبای مشترک میتوانیم بسیاری از جملات عربی را بخوانیم و حتی انتقال معنا کنیم و حتی اعراب لهجه های عراقی ( موسوم به خلیجی که بسیار لغات فارسی دارد و گاف و چ را نیز دارند ) و شامی را فارسی بیاموزیم. 

فارسی دارای اشتراکات بسیار با لسان دین هست و ماهیت ایرانی ( بخصوص کوردی و بلوچی ) را دارا می باشد. 

از دو کلمه‌ی کم و زیاد شروع میکنیم.: قَلیل یعنی کم ،،،،، کثیر یعنی زیاد 

اوزان و باب ها را در ادامه می نویسم و بدانید که کلمات را میتوان بر اوزان و باب ها برد و کلمه‌ای جدید گرفت ، فعلا من الباب مثال : بر وزن فعلت داریم : قلت و کثرت. در ادامه اینها را مینوسم و بر حسب زمان تکمیل میکنم. 

از افکار اشتباه پرهیز کنید مثلا : 

آقا شما به نفع کوردها مینویسی چون کرمانشاهی هستی! 

من تا آنجا که بتوانم بر حق که ریشه محقق است تمرکز میکنم و با انصاف و حقیقت مینویسم. در نهایت همه مسلمانیم و زاده ی یک تمدن! 

آقا شما از عربها خوشت میاد چون مادرت اهوازیه! 

ارتباطی نداره ، اصلا نداره ، مادر عزیز من قبل از انقلاب استخدام شده و مدرک دانشگاهی قدیمه را که بسیار بالا محسوب میشده را اخذ کرده و در یک کلام : گیرم پدر تو بود فاضل ، تو را از بهر پدر چه حاصل ؟ 

آقا شما کی هستی که ترکی میدانی ؟ 

زبان را می شود یاد گرفت ، مدتها کتب ترکی آذربایجانی را خواندم که خیلی‌ها نخوانده اند ! ولی در اینستا با فحاشی بچه‌هایی روبرو شدم ( مردم اصیل ترک را نمی گویم ) که منجر به از دست دادن پیجی با آنهمه فالور شدم و دیگر بجز روند تحقیقی در این مورد نخواهم نوشت و در مورد دیگر ترکان و مردم آذری فقط مینویسم . کوردها مردمی اصیلند و اصلا نشد یکبار توهینی از آنان ببینم. 

از لحاظ نسبی هم خدا را شکر از همه نسب دارم. و این تنها شامل خودم می‌شود و مردم استانم از مردم اصیل کوردند و من هم با افتخار از آنهایم. 

آقا شما چرا. 

بجای طرح سوالات شخصی و محاکمه! سوالات آموزنده بپرسید. 

روز ،،، به عربی یوم 

روزها ،،، ایام 

روزانه ،،،، یومیه 

ناهار یا روز روشن ،،،،، نَهار 

شب ،،،، لَیل که در جمع لیالی مثل لیالی قدر 

صباح ،،،، صبح 

سحر و هوا ،،،، همان ،، کلماتی از عربی در فارسی هستند که توسط خود اعراب یا استفاده نمی‌شود یا بندرت گفته می‌شود. 

خورشید : شمس 

ماه : قَمر ، اقمار جمع مکسر قمر 

ستاره : نَجم 

نور ، رعد ، برق ، صاعقه ، شعاع : همینها ، فقط ضوء در معنای نور هم گویند.

ابر : سَحاب 

سیاره : همان سیاره ولی جرم و اجرام سماوی 

آسمان : سماء 

باران : مَطر 

باد : حتما رایحه شنیده اید ،،، الریح یعنی باد. 

صلات : نماز ظهر ،،، صلات ظهر حتما شنیده اید.

خاک : تُربَت 

دریا : بَحر 

کشور : بَلَد ،،،، آهنگ بلدی بلدی را حتما شنیده اید. 

ساعت و ثانیه که عربیست. دقیقه هم عربیست. 

آب : ماء ، مثل : ماء الشعیر حتما شنیده اید ، ماء یعنی آب ، شعیر یعنی جو ، مانند ماء مَعین است : آب روان ، آب پاک و زلال و روان 

آتش : نار ، حتما نار را در سوره و دیگر جاها شنیده اید. 

ناس : مردم ، سوره ی ناس حتما خوانده اید. اصلا : ایها الناس شنیده اید که! 

کتاب ، دفتر ، قلم ، ورق ، اوراق ، کاغذ هم عربیست که ما هم میگوییم. 

برخی کلمات رو در معنای دیگری استفاده میکنیم مثلا : نزول و نزل و به معنای فرود فرستاده شده ولی : انزال رو در معنای زود یی و بکار میبریم.

دوست : صدیق ، یا صدیقی شنیده اید حتما ، اگر گاهی هم قرآن خوانده اید آیه ی : و لا صدیق و حمیم را حتما خواندید. 

 عزیز و مهمان : حبیب ، مثل : مهمان حبیب خداست را شنیده اید. 

راحت ، سهل ، ساده ، آسان ، : همه کاربرد داره ولی در عربی بیشتر راحت. 

سخت : صَعب ، حتما صعب العبور شنیده اید. 

استان و شعبه : در عربی شعبه و الشعوبیه 

قندیل : قندیل ولی چراغ در عربی نیز معنا دارد. 

دوستی : مَوَدَت 

کوتاهی : قصور 

کوتاه : قِصار ،،،،، این قصر ، در بابها کلمات مشابه و با معنی جدید میسازد. 

 

 

ادامه دارد. 

 

 

 


نویسنده و محقق : اشکان ارشادی 

از زمانیکه دو قوم مغول و وندال در تاریخ جهان ظهور کردند ، تمام معانی یا عوض شدند یا شکل دیگری به خود گرفتند. اشتباه این دو قوم در نابودسازی و وحشیگری بود. شاید تدبیر زمانه برای این اقوام از نقطه نظر خودشان درست بوده! لاکن تبعات فساد آن برای دیگران بسیار دردآور بوده. به هرحال این دو قوم علاوه بر تاریخ ساز بودن ، دو نام پزشکی و روانپزشکی هم ایجاد کردند. 

۱. منگولیسم که همان مغولیسم هست و به عقب مانده ذهنی و خنگ منگول می گوییم. 

۲. وندالیسم که برعکس بالایی از نظر نژادی مخالف مغول بودند ولی مع الأسف رفتار نابودگری داشتند. هرچند رومیان ظالم بودند و ایشان با رومیان مبارزه می کردند ولی ایشان از یک طرف و آتیلای هون از طرف دیگر بر پیکره روم ضربه میزدند. 

این دو اصطلاح امروزه بعنوان روانشناسی و روانپزشکی بررسی می شوند. 

امروزه به بچه‌هایی که قدری افتادگی چشم و صورت گرد و یک تخته کم داشته باشند هم منگول گویند لاکن درست نیست ، چون منگول یا نژاد مغولست یا بیماری! 

همچنین وندال ، یک طایفه از آریایی ها بود و ارتباط وحشی گری آنان در وحشیگری زمانه نهفته‌است. در زمان وندال ها ، هون ها به رهبری آتیلا تمام اروپای شمالی و شرقی را بدست گرفته بودند. رومیان همانند قدیم به واسطه‌ی ارتش قوی خود ، پاسخهای وحشتناک میدادند. هونها به صلابه میکشیدند. در آسیا ساسانیان امنیت مرزهای فلاتی ایران را حفظ کرده بودند ولی هفتال و همه و همه دنیایی پر از جنگ و خشونت درست کرده بودند. 

امپراتوری روم در اولین برخورد با وندال ها ، به آنان مشکوک شد و تقاضای مهاجرت و پناهندگی آنان را نپذیرفت. وندالها تازه از سرزمینهای سرد شمالی به آلمان امروزی آمده بودند. ایشان از رویارویی با قوم مجار و هون ترس منطقی داشتند و بسیار ناامید شدند وقتیکه رومیان نگذاشتند به داخل سرزمین مهاجرت کنند. ایشان بناچار بفکر بازگشت بودند که متوجه خبری شدند. 

رودخانه های خروشان یخ بسته بودند و همانند پلی خاک این سوی رود را به خاک آن سوی رود وصل کرده بودند. همینک قبایل وندال میتوانستند آرام آرام از رود عبور کنند و در سرزمین گل ( فرانسه امروزی ) جای گیرند و از آنجا به دیگر مکانها. اکنون راه برای رومگیری وندال باز شده! 

در هنگام مهاجرت وندال به گل ، هونها بخشی از تازه واردین را جذب کردند و به ادامه درگیری با روم پرداختند. ولی دیگر قبایل نتوانستند میان روم و هون خود را جای دهند. تنها هنگامیکه روم از هونها شکست خورد به فکر سربازگیری از وندال ها افتاد ولی آنان را نیافت. وقتی هم که از آنان با خبر شد ، آنها را در سرزمین گل مشاهده کرد ؛ ولی آنقدر نگران نشد. ابتدا وندال ها را پذیرفت و از آنان خواست ویزوگوتها را سرکوب کنند و سربازانی برای مقابله با آتیلای هون بفرستند. 

وندال ها چنین کردند ولی در نهایت قدرت گرفتند و به جان روم افتادند. آتیلای هون رومیان را درهم کوبید و وندال ها نیز فرصت را غنیمت شمردند و به شمال آفریقا حمله کردند و کارتاژ را تصرف کردند. سپس بعداز ناکامی هون ها در فتح روم ولی وندالها موفق عمل کردند هرچند گذرا. 

حملات وندال و آثار سوزی ایشان آنقدر سنگین بود که اواخر همین قرن پیش وقتیکه خانمی از روی علاقه تابلویی را در موزه بوسید و جای رژلبش بر روی آن ماند متهم به وندالیسم شد. 

امروزه  تخریبگری وسایل عمومی و شخصی نوعی از وندالیسم است. 

و اما مغولیسم 

جدا از هونها که ارتباطی با مغولها دارند ( هون شاید قومی از شمال چین بوده که هست ول هونهای آتیلایی از لاتین ، ایرانی ، سکایی ، رومی ، و . و بعدها پدر همه‌ی اسلاو و مجار و سکل و. ) این خود مغول بود که نام مغول را حتی به پزشکی و روانپزشکی کشاند. 

قوم مغول دورافتاده ترین و اصیلترین ترکان آسیا هستند. ترکان آسیای علیا ، نسبت به آسیای میانه هم کمتر دست خورده‌اند و باید در نظر گرفت که آسیای علیا نه تنها در حاشیه نبوده بلکه امپراتوری گوی ترکها از همین ناحیه برخواست. کتیبه های امروزین قوم ترک از همین ناحیه نوشته شده و کلا کهنسالی ترکها با آسیای علیاست ( همانند کتیبه اورخون ). اگرچه بیشتر آسیای میانه جلوی چشم است ولی گفته شد که آسیای علیا برای ترکان مهمترست. به هرصورت بعداز آسیای علیا ، آسیای میانه بیشترین حالت و حضور ترکی دارد معهذا در ترکیه نیز به واسطه زبان نوین ترکی حضور دارند ولی راه ایشان با آسیای میانه کلهم متفاوت است. 

ترکیه با مردمی ترکیبی ولی با زبان ترکی اصلاح شده سعی میکند تا بر آسیای میانه سایه‌ی معنوی داشته باشد ولی کازاخ و اویغور و ازبک منطقه نخواهند پذیرفت بخصوص قزاقستان که هم کشور پهناوریست و هم در منطقه ترکی حضور دارد و با کشور ترکیه موقعیتی کاملا متفاوت دارد. 

معهذا تنها ایران ، ( نه به واسطه‌ی زبان آذری ) با تبلیغ عنصر آزادی ایرانی اسلامی و  جذابیت زبان فارسی میتواند برادران و خواهران قدیمه را جذب کند. من خودم اشکان ارشادی ، تمام زبان و تاریخ را زیر و رو کرده ام و بخوبی دیده‌ام که زبان فارسی و عنصر ایرانی اصلی همگانی و فرهنگی بوده و هست. 

قوم مغول گرچه در ایجاد درگیری تقریبا بی تقصیر بود ولی در ضربه زدن به اسلام و ایجاد خلاء قدرت ، بسیار ظلم کردند. ظلمی که عواقب خطرناک بعدی را نیز بهمراه داشت. عواقب خطرناک بعدی نبود مذهب و مرکز قدرت رسمی بود که به قدرت گیری خلیفه گری عثمانی ، دارالخلافه و قزلباش صفوی و مغول کبیر و شیبانیان متعصب شد. 

جدا از اینکه پُر زبانهای ترکی لغات عربی و فارسیست ، ذکر این نکته هم جالبست که مغولها با آنهمه اقتدار شاهنامه را به سبک خطایی نقاشی و کتابت کردند و همچنین زبان فارسی دری را پذیرفتند. نامه گویوک خان به پاپ قابل توجه است. زبان فارسی یکی از زبانهای تیمورخان بود و اینها حقایق تاریخیست. 

مغول تا قبل از برپایی حکومت مغولی نامی نداشت ولی بعداز برپایی نامی جهانی برای همه‌ی ترکها نیز شد. 

اینکه تیمور چرا بجای ترک ، خود را مغول میخواند در این نوشته فضل ا. همدانی نهفته‌است : 

اکنون جمیع اتراک را مغول خوانند ، چون اکنون مغول مشهور گشته ، همانطور که سابق تاتار مشهور بود و قبلتر توران.

به این هم باید توجه کرد که ترک در سوئد به معنای مسلمان و آسیایی بوده و همیشه نمیتوان یک نام را همان معنا دانست. 

ما اینجا دیگر به تاریخ مغول اشاره نمی کنیم ، چون در جای خود ، مبحث خود ، تاریخ آنان را بررسی میکنیم. 

مونگولیسم به معنای پزشکی 

در پزشکی به مُنگُلیسم ، نشانگان سندرم داون می گویند. این دیگر یک بیماری ژنی هست که در تمام آدمیان احتمال بروز دارد و با منگولیسم رفتاری متفاوت است. 

هم اکنون کشوری به نام منگول یا همان مغولستان وجود دارد. 

ولی وندال ها در مکانی که صاحب قدرت شدند نامی ندارند و اصل ایشان چون از اسکاندیناوی می باشد باید جستجو کرد که آیا نامی از آنها باقی مانده یا خیر ؟ 

 


اگر نظر نگذاری ، انتظار نظر دارند. 

نظر بگذاری ، میگند چرا تبلیغ وبت میکنی؟ 

اگر دنبال کنی و نگی ؛ میگند چرا نمیگی ما حواسمان نیست.

دنبال بکنی و بگی ؛ میگند : این روشها منسوخ شده ، برو. 

این حرفها یعنی خفقان ، دیکتاتوری 

اگه نظر منرا تبلیغ میبینی با آن دیده ی عقب ماندت! منتشرش نکن. حذفش کن. 

در ضمن : یعنی نمی خواهید ردپایی از خواننده برای شما باقی بماند.؟؟؟ 

بجای جروبحث ، همین حالا نظرات منرا که با تهمت تبلیغ معرفی میکنی! حذفش کن ، از انتشار درش بیار ، منتشرش نکن.

حرمت زیادی گذاشتن همینه! طرف مقابل فکرای ناجور میکنه! 

یکی نوشته : 

مشک آنست که خود ببوید ، نه آنکه عطار بگوید » 

مشک چه ببوید و چه نبوید عطار تبلیغش میکنه! ولی من تبلیغ نکردم. نظر گذاشتم که نمی دانستم در خفقان و دیکتاتوری شماها نباید میگذاشتم. 

بلاگ بیان و دیگر وب سرویس ها ، ارسال نظر را آزاد گذاشته اند ولی گویا باید از شماها اجازه و فتوی میگرفتند. 

واقعا فرهنگ مرده ، اخلاق مرده ، دل شکستن شده هنر! 

عزیز حداقل حرمت سنم بگیر. 

هرکس دوست داشته باشه هم دنبالش میکنم و هم به وبش سر میزنم ولی بدون حرف و حدیث.


بیشمار وزن فارسی داریم ولی این  ۳۱  وزن پرکاربردترین است : 

اوزان مشهور شعر فارسی

1 ـ مفاعیلن  مفاعیلن  مفاعیلن  مفاعیلن ( هزج مثمن سالم )

2 ـ مفاعیلن  مفاعیلن فعولن ( هزج مسدس محذوف )

3 ـ مفاعیلُ مفاعیلُ مفاعیلُ فعولن (هزج مثمن مکفوف محذوف )

4 ـ مفعولُ مفاعیلن مفعولُ مفاعیلن (‌ هزج مثمن اخرب )

5 ـ مفعولُ مفاعیلُ مفاعیلُ فعولن( هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف )‌

6 ـ مفعولُ  مفاعیلُ مفاعیلُ فعل ( هزج مثمن اخرب مکفوف مجبوب )‌

7 ـ مفعولُ مفاعلن مفاعیل (هزج مسدس اخرب مقبوض)‌

8 ـ مفعولُ مفاعلن فعولن( هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف )

9 ـ مفعولُ فاعلاتن مفعولُ فاعلاتن (‌ مضارع مثمن اخرب )

10 ـ مفعولُ فاعلاتُ مفاعیل فاعلن (‌ مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف ) 

11 ـ فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن (‌رمل مثمن سالم )

12 ـ  فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن ( رمل مثمن محذوف )

13 ـ فاعلاتن فاعلاتن فاعلن ( رمل مسدس محذوف )‌

14 ـ فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلاتن ( رمل مثمن مخبون )‌

15 ـ فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (‌ رمل مثمن مخبون محذوف )

16 ـ  فعلاتن فعلاتن فعلن (‌رمل مسدس مخبون محذوف )

17 ـ فعلاتُ فاعلاتن فعلاتُ فاعلاتن ( رمل مثمن مشکول )‌

18 ـ فعلاتن مفاعلن فعلاتن مفاعلن ( غریب مثمن مخبون )‌

19 ـ   فعلاتن مفاعلن فعلن (‌خفیف مسدس مخبون )

20 ـ مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن ( رجز مثمن سالم )

21 ـ  مستفعلن فعلن مستفعلن فعلن (‌بسیط مخبون )

22 ـ مفتعلن مفتعلن  مفتعلن مفتعلن (‌رجز مثمن مطوی )

23 ـ مفتعلن مفتعلن فاعلن ( سریع مطوی مکشوف )

24 ـ مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن ( رجز مثمن مطوی مخبون )

25 ـ مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن ( منسرح مطوی مکشوف )

26 ـ مفتعلن فاعلات مفتعلن فع (‌منسرح مثمن مطوی منحور )

27 ـ فعولن فعولن فعولن فعولن ( متقارب مثمن سالم )

28 ـ فعولن فعولن فعولن فعل (‌متقارب مثمن محذوف )

29 ـ فع لن فعولن فع لن فعولن ( متقارب مثمن اثلم )‌

30 ـ مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلاتن ( مجتث مثمن محذوف )

31 ـ مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (‌مجتث مثمن مخبون محذوف )

در مورد وزن رباعی بیشتر بدانیم : 

وزن آن هم وزنِ عبارت لا حَولَ و لا قُوَّةَ اِلاّ بِالله است.

در مورد منشأ رباعی، در کتابهای تاریخی دو روایت متفاوت درج شده‌است:

ادامه مطلب


نویسنده : اشکان ارشادی 

این آیه خیلی کوتاهه ولی پر از معنی! واقعا دوست حامی نمانده! دل شکستن شده هنر همه! 

بقول شاعر : 

تا توانی دل به دست آر 

                        که دل شکستن هنر نمی باشد 

قوم الظامین نباید باشیم که اگر باشیم نسل‌های خودمان را از بین می بریم. 

چند بیت آخر را حتما بخوانید : 

مقصود خداست با توانایی های خودمان ، خودتان بخوانید.

خیالی بخارایی با دوبیتی ها بخوانید.

زمان ما آهنگران میخواندش! 

ادامه مطلب


این مقاله توسط آقای محمد برفی نوشته شده. من اشکان ارشادی آنرا در راستای اتحاد اسلامی به دیده خودم مناسب دیدم حالا نظر شما چیست؟ 

مسلمانان برای داشتن تعامل اجتماعی بهتر با یکدیگر نیازمند به شناخت یکدیگرند آن هم در شرایطی که در دایرة مذهب و فرق قرار گرفته اند. کشورهای اسلامی در صورتی خواهند توانست از روابط حسنه برخوردار و امّت واحدی را تشکیل دهند که بتوانند شباهتها و مشترکات فرق اسلامی را کشف و با زبانی مشترک در جهت توسعة مشترکات و اصول مسلّم اسلام قدم بردارند. دستیابی به این امر از یک طرف نیازمند به بررسی هویت تاریخی شکل گیری مذاهب و کشف نقاط مشترک آنان دارد و از طرفی ضرورت شناخت وضعیت مسلمانان پیرو هر فرقه و مذهب را در حال می طلبد.چون مذاهب اسلامی در سیر تاریخی خود مواجه با جریانهای متعددی شده اندکه بدون شناخت آن جریانها نمی توان به شناخت کامل و درستی از هر مذهب و پیروان آن دست یافت. چنانچه در مقطعی از تاریخ امت اسلامی، مسلمانان برخوردار از چنان وسعت نظر و سعة صدری بودند که هر کس آزاد بود دیدگاههای خود را بیان کند حال آن که در مقاطعی سطح فکری چنان پایین می آید و آزادی اندیشه چنان محدود می گردد که بخش هایی از دنیای اسلام فاقد اندیشه و بالندگی می گردند. یا مانند تقسیم مسلمانان بین دو بلوک شرق و غرب در دنیای امروزو استفاده ابزاری از مسلمانان نمودن در دوران جنگ سرد و تقسیم اسلام به اسلام غربی یا شرقی و در نهایت اسلام را دین شمشیر خواندن و مسلمانان را تروریست نامیدن. برای بررسی و شناخت مذاهب اسلامی به ویژه مذاهبی که در عصر حاضر پیروانی دارند، می توان طبق بندهای ذیل اقدام نمود:

ادامه مطلب


نویسنده : اشکان ارشادی 

عبید نویسنده و شاعری چیره دستیست ولی بیشتر ترک ها از او نیتی دارند چون در حکایاتش دائم کارهای و بدکاری را با نام آنان مینویسد. 

عبید ، طناز خوبیست و همچنین شاعری ماهر! عشاق نامه او را حتما بخوانید و جالبتر موش و گربه » 

بر وزن فَعَلاتُن مَفاعِلن فعلن 

به الف قافیه ساز توجه کنید تا بعد از شاعری فارسی_هندی برایتان بنویسم که فردوسی را بخاطر الف قافیه ساز ملامت کرده! فعلا : 

ادامه مطلب


نویسنده : اشکان ارشادی 

این نوشته بازبینی می‌شود و ادامه دارد

لهستان محل تجمع و ریزش خزرهایی بود که در ابتدا ترکی حرف میزدند ولی بعداز مدتی زبان عوض کردند. این یهودیان که بعدها همان یهودیانی بودند که هیتلر آنان را خطاب میکرد ، در تاریخ حتی توانستند شاهان آلمان را در دست بگیرند و رسوایی پدید آورند. 

یورش روسهای کیف ، آنقدر قوی بود که خزرها از منطقه شمالی قفقاز فرار کردند ولی در اروپای شرقی مسکن گزیدند. امپراتوری عثمانی با حضور در شمال دریای سیاه از قدرت گیری یهودیان در پناه تاتارها جلوگیری کرد لاکن تاتارها در ابتدا حضور سلطان ترک را نپذیرفتند و به دو دسته منقسم شدند : ۱. آنهایی که مسلمان بودند ولی تابعیت عثمانی را فقط بعنوان چتر حمایتی ، خواهان بودند و استقلال و خودمختاری را نیز خواهان بودند. ۲. آنهایی که ارتدکس مسیحی داشتند و خواهان مقابله با امپراتوری اسلامی بودند. 

و در آخر یهودیانی که از آب گل آلود ماهی میگرفتند ( مراد از یهودیت ، مردم شریف و ساکت یهودی نیست بلکه ثروت اندوزان و قره چی گران تاریخ را میگوییم ) .

ادامه مطلب


نویسنده و محقق : اشکان ارشادی 

سالها در کرمانشاه کتاب خواندم و بس. 

حالا دارم بصورت کاملا رایگان برایتان مینویسم. فقط بخوانید و اگر کپی کردید ذکر نام یادتان نرود. مطالب را اکثرا خودم مینویسم و اگه جمع‌آوری باشه ، در بالای مقاله ذکر شده. 

جدا از اینکه حکایات تاریخی ، راست باشه یا دروغ تعریف میکنم. 

تیمور لنگ هم فارسی می دانست و هم عربی و ترکی جُغتایی که همان ازبکیست. ازبکان به همراه کاشغری ها و رومی ها تا قبل از کشمکش‌های صفویه_مذهبی_قزلباشی ، فارسی را خیلی بها میدادند. تیمور به سر قبر فردوسی رفت و دید که نوشته های سنگ مزارش به عربیست ، گفت : بیچاره عمری فارسی گفته و باید در کنار عربی که لسان دین است فارسی نیز بر مزارش باشد. ( در منم تیمور جهانگشای ، بقلم تیمور آمده ، ترجمه ذبیح‌الله منصوری ) 

تیمور ، از شعر حافظ عصبانی بود و او را فراخواند. 

_ چرا ، سمرقند مرا! که دنیا را ویران کردم تا آن بنا کنم را به خال هندویی میبخشی ؟ 

_/ حافظ : قربان اول اینکه از این بخشش ها کردم که فقیرم ، دوم آنکه من کی گفته‌ام : 

اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را 

                          به خال هندویش بخشم سمرقند و بخارا 

_ ( تیمور ) پس چه گفتی ؟ 

_/ حافظ : من گفته‌ام : 

اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را 

                        بدو بخشم دو صد من قند و دو خرما را 

تیمور از طنازی و حاضر جوابی حافظ خوشش آمد و او را آفرین گفت. 

حافظ قبلتر هم حاضر جواب بود ، مثلا وقتیکه ن حرم شاه آل مظفر با حافظ شوخی کردند ، حافظ جوابی ردانه داد که بعلت مناسب نبودن از ذکر آن پرهیز میکنم. 

ولی موضوع جالبتری حافظ دارد. 

حافظ در یکی از اشعارش رود ارس را سلام می دهد و در غزلهای دیگر مدعی می‌شود که شیراز و . به شعر خود گرفته‌است حالا نوبت جاهای دیگرست ( که میدانیم واقعا با شعر خود جهانی را گرفت و غزلهایش را ترکان سمرقند و اعراب بندر مغرب میخوانده اند. ) 

روزی شاه شجاع با حافظ بر سر وزن و معنی دعوایش شد. حافظ بعداز بیرون رفتن گفت : شعر شاه شجاع تا کنون از دروازه شیراز هم بیرون نرفته و آنگاه ایراد ناایراد بر من میگیرد! 

سخن به گوش شاه رسید ، شاه گفت : الحاد حافظ نه بخاطر این گفته بلکه بخاطر ابیاتش ثابت خواهیم کرد ، پس گشتند و بیتی را پیدا کردند که حافظ : کفر میگوید! آشکارا! کفر میگوید ». 

حافظ نتوانست از خودش دفاع کند ولی ای با گرایش تشیع راهنمایی اش کرد و گفت : 

نقل کفر ، کفر نیست! » 

ادامه مطلب


 

سلام 

این وبلاگ دوستم هست. 

http://asrehzoohoor.blog.ir/

 

دنبالش کنید و به قسمت    تقبل نماز و روزه استیجاری » سر بزنید. 

 

بسم الله الرحمن الرحیم

با عرض سلام واحترام خدمت دوستان و بازدیدکنندگان گرامی.

تعدادی از افرادبسیار نیازمند و بسیار بسیار مورد اعتماد واحترام اعم از طلبه و غیر طلبه، خانم وآقا هستند که نماز و روزه و ختم قرآن استیجاری اموات(ره) شما عزیزان را انجام میدهند.

اجرت های تعین شده از سوی مراجع محترم در سال 1397:

اجرت هر یک سال نماز استیجاری: 1500000 ت

اجرت هر یک ماه روزه استیجاری: 1000000 ت

اجرت یک ختم قرآن کامل: 300000 ت میباشد

همراه با تخفیف جزئی برای میزان بالا.

توجه داشته باشید قراىت و تجوید این عزیزان کاملا صحیح میباشد.

در هر کجا از ایران وجهان که هستید میتوانید با شماره زیر تماس بگیرید (در واتساپ نیز هستیم)و ختم قرآن، نمازها و روزه های قضا شده اموات(ره) خود را با اطمینان کامل به ما بسپارید 

شماره تماس : 0431 419 0933( هرروزساعات8الی 12، 17الی22 )

ویا از طریق فرم نظرات زیر با ما در ارتباط باشید.

لطفا لطفا لطفا به خانواده، اقوام،دوستان و همسایگان خود هم اطلاع دهید و شماره تماس ما و یا آدرس وبلاگ مارا در اختیار این عزیزان قرار دهید به والله ثواب دارد.

______________________

 ##احکام:   ﻧﻤﺎز  ﻗﻀﺎ    اﺮ  ﻧﻤﺎز  واﺟﺐ  ﺧﻮد  را  در  وﻗﺖ  آن  ﻧﺨﻮاﻧﺪه  ﺑﺎﺷﻴﻢ  واﺟـﺐ  اﺳـﺖ  ﻗﻀـﺎی را  ﺑﻪ  ﺟﺎ  آورﻳﻢ.

  ﻧﻤﺎز  ﻗﻀﺎی  زن: ﻧﻤﺎزﻫﺎی  ﻳﻮﻣﻴﻪ  ای  ﻛﻪ  زن  در  ﺣﺎل  ﻋﺎدت  ﻣﺎﻫﻴﺎﻧﻪ  ﻳﺎ  ﻧﻔﺎس  ﻧﺨﻮاﻧﺪه،  ﻗﻀﺎ  ﻧﺪارد.    

ﻧﻤﺎزﻫﺎی  ﺑﺎﻃﻞ :اﺮ  ﺑﻌﺪ  از  وﻗﺖ  ﻧﻤﺎز  ﺑﻔﻬﻤﻴﻢ  ﻛﻪ  ﻧﻤﺎز  ﻳﺎ  ﻧﻤﺎزﻫﺎﻳﻲ  را  ﻛﻪ  ﺧﻮاﻧﺪه  اﻳﻢ  ﺑﺎﻃـﻞ  ﺑـ ﻮده  ﺑﺎﻳﺪ  ﻗﻀﺎی  آن  را  ﺑﺨﻮاﻧﻴﻢ  

@@ﻧﻤﺎز  ﻗﻀﺎ ﺑﻌـﺪ  از  ﻣﺮگ :   ﺗﺎ  وﻗﺘﻲ  ﻛﻪ  زﻧﺪه  ﻫﺴﺘﻴﻢ  ﻫﺮ  ﻨﺪ  ﺑﻪ  ﻫﻴ  وﺟﻪ  ﻧﺘﻮاﻧﻴﻢ  ﻧﻤﺎز  ﺑﺨﻮاﻧﻴﻢ،  دﻳﺮان ﻧﻤﻲ  ﺗﻮاﻧﻨﺪ  ﻧﻤﺎزﻫﺎی  ﻣﺎ  را  ﻗﻀﺎ  ﻛﻨﻨﺪ  .  اﻣﺎ ﺪری (1)    ﻛﻪ  از  دﻧﻴﺎ  ﻣﻲ  رود،  در  ﺻﻮرﺗﻲ ﻛﻪ ﻧﻤﺎز  ﻳﺎ  روزه  ﻗﻀﺎ  داﺷﺘﻪ  ﺑﺎﺷﺪ  ﺑﺮ  ﺴـﺮ  ﺑـﺰرﺶ  واﺟـﺐ  اﺳـﺖ  ﻛـﻪ  ﻧﻤـﺎز و  روزه  او  را  ﻗﻀﺎ  ﻛﻨﺪ.   (نظر تمام مراجع)

1- آﻳﺖ  اﷲ  ﺧﺎﻣﻨﻪ  ای  :ﺪر  و  ﻣﺎدری

التماس دعا

                                                                                              یا حق                                                                        مدیر موسسه مجازی عصر ظهور 1398/05/15

                                                                 


اشکان ارشادی 

اگه بچه‌های بیان ، هرکدام در رشته‌هایی که فعالیت میکنند. صندوق ویژه ذخیره سازی امن ایجاد کنند ، نفری ۵۰۰ فایچ.ل داریم ( البت رایگان ، با پنج هزار صفحه ی رایگان برای مقاله نویسی وبلاگ. ). اگر بچه‌ها صندوق بیان امنی از آپلودی ها ایجاد کنند تا همه بتوانند آدرسش لینک ثابت را بدهند و محتاج دیگران در آپلود و نباشند. بیان بلاگی گنجینه دیگری! مثلا دیشب میخواستم ترتیل ، با چند موسیقی چچچچچچچچچچچچچچچبیکلام بگذارم ولی از تغییر صفحه آدرس 

پشت هم میشدیم ، من خودم تا چند وقت دیگه مشخص میکنم چه فایلهایی رده ی کاریم هست. بقیه هم اگه در وبلاگ من بخش پیشنهاد ، پیام بگذارند خیلی عالی.

ما می توانیم بزرگترین مرجع را داشته باشیم و نگارخانه انواع ویکی ها جلو بزنیم.

خودمان برای همدیگر ، منبع عکس و فایل شویم. 

میشه ، مطمئن باشید. بشرط تعهد. و قول معتبر بدیم که عکسهای این وب هرگز بعداز تاریخ مثلا ،،،،،،،،حذف نمی‌شود و حتی اضافه هم میشود و اگر شد حتی بصورت پشتیبانی جواب خواهان را بدهیم. 

تا حتی به مرور پادگست و فیلم آموزشی هم اضافه کنی. لینک را جهت زیبایی پخشی می‌گذاریم ولی از خواننده خواهش میکنیم تا از وب مربوطه کسب اطلاع و دانلود کند.

با من همراه شوید ، آیا هستید  ؟ پیامهای زیبا با شرح بگذارید.

 


اشکان ارشادی 

آیه ۱۰ از سوره یونس ع که اینهم سوره ۱۰ میباشد. 

این آیه رو تحصیلکرده های و غیر در قدیم میگفتند. بله تا ۱۵ سالگی شنیدم ولی بعدش نمیدانم که هنوز گفته می‌شود یا نه؟ 

معنی آیه چنین است : و آخر دعوا شکر خدایشان. 

وقتی بحث چه شیرین چه تلخ تمام میشد میگفتند : 

وَ آخِرُ دَعْواهُمْ أَنِ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمینَ۱۰»

ادامه مطلب


نویسنده : اشکان ارشادی 

خزر نامیست که امروزه بر روی بزرگترین دریاچه جهان نقش بسته ، در حالیکه نام بین‌المللی آن کاسپین است. 

خزر چیست؟ کیست ؟ 

این نام از کجا آمده ؟ 

ظاهرا از خزرها. 

حالا خزرها کیستند ؟ 

خزر قومی بود آواره که در شمال قفقاز نشیمن گرفتند. خزرها شاید با ترکها و هون ها ارتباطی داشته باشند ولی هرگز  از این مردم نیستند. اینان قومی بودند درنده که با رسمی کردن یهودیت بر مسلمانان تاختند. هجوم خزرها همیشه سنگین بود و اشکانیان با آنان بارها درافتادند ولی در ماندگاری ایشان کوتاهی اشکانیان نبود ، بلکه شیوه حکومتداری اشکانیان بر ملوک الطوایفی بود. وظیفه مقابله با آنان را پادشاه ارمنستان بخصوص تیگران ها بر عهده داشتند که تا حدودی موفق بودند ولی نه به اندازه ساسانیان! 

خزرها در دوره ای آنقدر ارزش یافتند که انوشیروان از سه کرسی طلایی دربارش ، یکی را به خاقان خزر اختصاص داده بود. ضربات هفتالیان و رومیان بر آل ساسان سنگین بود ، به همین دلیل انوشیروان مجبور به پذیرش مهاجرت دسته هایی از آنان به قفقاز شد. 

در مورد خزرها زیاد نوشته‌ام پس از دریاچه غافل نشویم. 

این دریاچه در لغت بین‌الملل کاسپین نامیده می‌شود. کاسپی نام قومی با هویت مادی بوده و خاک ایشان بخشی از ماد بوده! محل زندگی ایشان از قزوین و گیلان تا کاشان و لرستان و کرمانشاه بوده‌است. در عربی بحرالقزوین نوشته شده و هنوزم قزوین نام دارد. 

در ادبیات فارسی نامهای متعددی داره و فردوسی آن را دریای گیلان گفته! 

تعجبه که فرد مسلمان جمهوری آذربایجان از نام خزر در اجلاس زمان خاتمی دفاع میکنه! 

خزرهایی که یهودیت رسمی داشتند ( با مردم صالح یهودی اشتباه نگیریم ). خزرهایی که عمری مردم منطقه را مطابق نامشان دریدند. خزرهایی که عمری قفقاز را محل تاخت و تاز و کرده بودند. خزرهایی که اصالت واقعی نداشتند و حتی زبان ترک یده بودند . استخری مینویسد : این زبان مانندِ ترک است! 

خزرها در دوران تاخت وتاز حتی دریای سیاه (کرا دنیز ) را خزر میگفتند چه برسد به منطقه بدبختی که همیشه زیر فشار ایشان بود.

جد سلاجقه در دربار نحس خزریه پسرانش را تحویل اجتماع داد. 

فرزندانش گرچه بعدها مسلمان شدند ولی نشر عقاید مال طلبی و دنیا دوستی در آنان انتقال یافت. همان مال دوستی ای که موجب قتل و عام بازرگانان مغول شد ، همان دنیا دوستی ای که جواب قاطعانه مغول را در پی داشت. و  به قول مورخی : و هرآنکس در این زنبور خانه بی قیاس انگشت فرو کرد به آن دچار گشت! 

همان افکاری که باعث نابودی تمدنی شد که با حیات اسلامی رونق گرفته بود. همان عقاید ماسون و فَراماسون که فقط با یورش مغولان میشد نابود بشه! 

در کتاب پشت پرده های حرمسرا از سلطان جلال الدین حرکت‌های نامتعارف بلکه شنیع حتی با شوهر خواهر خودش! خواندم. آیا این چنین انسانهایی افتخار داره ؟ 

تنها یار حقیقی ایرانیان دین غنی اسلام بوده و بس! دینی که آنقدر باز هست که دهان خلایق باز بماند. همچنین آشکارست که تشیع و تسنن از اول اسلام بوده‌اند و حقیقتا برادرند! اینکه برخی از آب گل آلود ماهی گرفتند نه تقصیر مذهبه! نه تقصیر قوم و زبان! بلکه باید علل ریشه ای را یافت. متأسفانه هنوزهم جبهه گیریهایی میان امت اسلامی موجوده! از یاد برده اند که پیامبر فرموده کرده : جنگ میان مسلمانان حرام است. 

جالبه مغولی که همیشه به یاسا پایبند بوده! تحقیر میشه! کمی از آنان یاد بگیریم و پایبند قرآن و احادیث مبارکه باشیم. 

 


نویسنده : اشکان ارشادی 

وضیح اینکه : 
1.من منظورم اینه که با دنبال کردن که نوعی لینک دادن هست حاضر به حمایت از وبها و تشویق بچه‌ها به تولید محتوا هستم ، تولید محتوا می تواند از یک مقاله باشد تا نظری تاثیرگذار مثل همین نظری که گذاشته اید و بطرز مطلوبی حس نکته گیری را در من ایجاد کردید. باعث خوشحالی هست که از بچه‌ها با نظرات متفاوت و از ابعاد متفاوت بیاموزم. 
2. قصدم اینه که به مراجعین وبم این اطمینان را بدهم که لطف آنان ، بدون توجه نمی ماند و در اولین فرصت من هم حمایت میکنم. 
3. زیاد با این جمله مواجه شده‌ام که کامنت گذاری شما در جهت تبلیغ وب خودتان و درخواست دنبال کردن متقابل غلط و خواسته ای بیجاست ، کاملا درسته و بگویم که : بله هیچ اصرار و اجباری نباید باشد چون شاید کسی از وب من خوشش نیاید ولی خدا شاهده اصلا با کامنت گذاشتن هایم قصد تبلیغ ندارم و اگر توجه کنید همیشه کامنت و نظرم طویل است ، در صورتیکه اگر تبلیغی بود به کوتاهترین شکل می نوشتم. مثلا : موفق باشی. وب خوبی داری. بسیار عالی بود. یا 
4. از بچه‌های بیان و حتی غیر بیان خواهش می‌کنم چنانچه نظراتم را بیهوده و تبلیغی میدانند ، آنها را به صلاحدید خود حذف کنند. همچنین بهترست حذف کنند تا ستاره زدن ، تا اثر منفی تبلیغی کلهم حذف بشود. البته بوده که خودم از فردی خواهش کرده ام تا فقط بخشی از نظرم را ستاره بزند و اگر ایرادی در انتشار نمی بیند منتشر کند که با جواب مثبت روبرو شده‌ام. همچنین گاهی هم صلاح و ریش و قیچی در دست خودمان هست چون باید بخش‌های ابهام دار یا توهینات را بگونه‌ای حذف کنیم و برای اینکه نشان دهیم که ظرفیت دریافت و پذیرش نظر مخالف را داریم! منتشر کنیم. 
5. کاملا درست اشاره کردید که مشک آنست که خود ببوید ، نه آنکه عطار بگوید » ،،،،، در تکمیل حرف و سخن شما اضافه کنم که : هیچ بقالی نمی گوید ماست من ترشه! هرکسی مال خود را بهترین عنوان می کند و در آزمون و خطا و عرضیابی مشخص می‌شود چقدر ارزش واقعی دارد. 
6. بله ، واقعا وبلاگهای الکی زیاد هست و با شما تا حدود اشتراکاتی که هر دو عقیده داریم موافقم! 
7. من بعداز مدتی مجبور شدم وبم را حذف کنم و به سوتفاهم ها و ایهام ها و ابهام ها پایان دهم ،،،،، همچنین بدبرداشتی هایی نیز رخ داده بود که دیگر با حذف وب و پیج اینستای خودم پایان دادم ولی وب بلاگ بیان را دوباره ایجاد کردم چون از لحاظ معنوی موظف هستیم که زکات علوم آموخته را بپردازیم.  زکات علم به نشر آنست » 

ادامه مطلب


 

نویسنده و محقق : اشکان ارشادی از کرمانشاه 

اعتیاد بعنوان یک معضل اجتماعی شناخته می‌شود. بلایی خانمانسوز و خانمان برآنداز ، که نه تنها فرد مبتلا را به ورطه ی نابودی می کشاند بلکه اطرافیان او را هم در این گرداب می کشاند و در حقیقت یک بدبختی برای چندین نفر ایجاد می‌شود. همانطور که اطرافیان و حتی خانواده در اعتیاد فرد نقش داشته اند ؛ در آسیب‌های برآمده از اعتیاد نیز حضور دارند. فرد معتاد گاه با علم به یقین آسیب می زند و گاه ناخودآگاه! البته که فرد معتاد افسارش دست خودش نیست و بعداز اعتیاد چون برده ای در چنگال این هیولای سیاه است.  علیرغم دود سفیدش ، ولی آنقدر جرم ایجاد می‌کند که از فرد مجرم می سازد.خوشبختانه با تلاش روشنفکران اعتیاد دیگر هوس و جاه طلبی و غیره دیده نمی‌شود بلکه بعنوان یک بیماری تحت درمان محسوب می گردد که البته هنوزهم در دیگر لایه‌های اجتماع مایه‌ی ننگ و بوالهوسی تلقی می گردد ولی اکثرا در حال پذیرش این سطح فکری هستند که اعتیاد ، دیگر یک نوع بیماری هست که با همه‌ی بیماری‌های شناخته شده نیز متفاوت است.  این بیماری‌ اعتیاد » تنها بیماری ای است که بیمارهایش با لذت و کیف اولیه آن را پذیرا می شوند و تنها بیماری ای هست که آحاد اجتماع را در هر سطحی که باشند نامزد گیرایی این بیماری می کند. تنها بیماری ای است که بیمارهایش بدون درد اولیه اقدام به مصرف مسکنی می کنند که همان مخدری است که ایجاد سرخوشی می کند. مواردی نیز گزارش دارد که فرد برای تسکین درد واقعی ( اعم از روحی و جسمی ) اقدام به صرف می‌کند. مثلا مواردی بوده که فرد ، برای تسکین درد دندان مبادرت به مصرف کرده و پس از چند بار مصرف دیگر مبتلا گشته و معتاد شده‌است. چون ماده مخدر ، آرامبخش و مسکن فوق‌العاده قوی است و همچنین ایجاد نشاط و سرخوشی می کند ؛ میل به مصرف بالا می رود. عوامل مبتلا شدن بسیار زیاد و متفاوت است و برای بررسی آن باید کتابی به پهنای یک دایره‌المعارف نوشت. گاهی موارد طبیعی باعث ایجاد تنش و مصرف می‌شود ، مثلا بشخصه دیده‌ام که افراد از ترس درد سوزن سرنگ به دندانپزشکی نمی روند و برای تسکین از مخدر استفاده می‌کنند و پس از چند نوبت مصرف ، مبتلا می‌شوند.  سرعت ابتلا به مخدر نیز متفاوت است و به نوع ماده مصرفی بسته‌است ، البته حجم و توده بدنی شخص با فواصل زمانی مصرف نیز در سرعت ابتلای فرد به اعتیاد نیز نقش دارد. باید توجه کرد که مخدرها در ابتدا نقش سرخوشی و امید واهی را در فرد بخوبی روشن می کنند ولی بعداز اعتیاد و گذشت زمان ؛ دیگر فرد معتاد نه بخاطر سرخوشی بلکه از روی نیاز دست به مصرف مداوم می زند.

سیگار نه تنها خود اعتیادآور است بلکه دروازه ورود فرد و افراد به مصرف دیگر مخدرهاست. ماده اعتیادآور سیگار نیکوتین است. گرچه وابستگی شدید می آورد ولی خماری و درد وحشتناک ترک مخدرات را ندارد.  همچنین ، الکل ، دارای اعتیادی بشدت و بحدت می باشد ، پس مواظب باشیم. برای خواندن بقیه مقاله بر روی ادامه مطلب » کلیک کنید.  اعتیاد به مخدرات اعم از صنعتی و سنتی و روانگردان ها ، خود مصیبتی بزرگست که هم وجه را وجهه آدمی را  !! . اعتیاد بعنوان یک بلای اجتماعی ، هم خانواده را نابود می کند و هم جامعه را  !! . اعتیاد علاوه بر معضلات دیگری که دارد ، وقت آدمی را نیز تلف می کند و اصلا کلا زندگی آدم‌ها را  از هر نظر اتلاف می کند.  یکی از معضلات اعتیاد ، همانا ترک اعتیاد و شکست در آن و جستن برای راهی که منجر به ترک شود » می باشد.  توجه : ترک اعتیاد سخت ترین و مشکل آفرین ترین بخش اعتیاد است. سردرگمی برای ترک اینکه به چه روشی ؟ و در کجا ؟ و حیف پول کردن و هزینه‌های سنگین ترک اعتیاد و نگهداری از ترک! و. بخش مهمی از دایره‌ی تباهی اعتیاد است. توجه دیگری لازمست که فرد زمانیکه مواد دود می کند ، غصه‌ای کم برای پول های از دست رفته می خورد و یا گاه غصه ؛ دیگر نمی خورد ولی زمان ترک چون روحیه آدمی شکننده و دوباره لطیف می گردد و همچنین ذهن باز می‌شود و بفکر آنچه تا کنون از دست داده می نشیند و حساب می کند پس بیش از هر زمانی حیف و افسوس » می خورد. ای کاش گفتن! را زیاد می گوید ؛ با وجودیکه می داند کاش را بکارند جایش کاشکی سبز می‌شود.و یا اصلا در واقع هیچی سبز نمی‌شود.  ترک اعتیاد و راهکارهای آن ، در واقع سردرگمی و معضل بزرگی برای فرد معتاد محسوب می‌شود. چون فرد معتاد نمی داند و گزینه‌هایی محدود برای ترک اعتیاد دارد و همچنین هزینه‌های ترک گاهی بسیار سنگین است و فرد چون از لحاظ بدن و روح سالهای متمادی ضعیف گشته پس بحساب می نشیند که : هزینه ترک بیشتر از مصرف است و همچنین احتمال شکست در ترک زیاد است و به قول معروف : روز از نو ، روزی از نو » .  اعتیاد در ابتدا ، انرژی ای کاذب ایجاد می‌کند ولی بعدها باعث سستی ، کاهش وزن و رخوت می‌شود.  به قول فردوسی طوسی :  ز نیرو بُود مرد را راستی                         ز سستی کژی آید و کاستی!  ولی مشکل دیگر اینست که ؛ فرد معتاد بعداز چند سال اعتیاد دیگر نیرویی برای ورزش کردن ندارد. فرد مثلا تریاکی ، حتی بسختی عمل شویی انجام می‌دهد و دیگر آن ذوق و رغبت و رمق را ندارد و این هم مشکلی بر مشکلات می افزاید. فرد مجرد هم اغلب بخاطر تجمع مایع منی و ایجاد خمیره ، با بیضه درد مواجه می‌شود. این درد ادامه دار است تا آنکه با جنابت یا مایع منی خروج کند. در افراد متاهل این درد به همراه ناتوانی و ایجاد بیماری‌های تنفسی در آینده همراه است. اعتیاد باعث عدم نعوظ کامل و عدم لذت واقعی می‌شود.  هرگز بخاطر تاخیر در انزال ، مواد مصرف نکنید.  متأسفانه بارها در جوامع بشری رخ داده‌است که : ۱. بخاطر کنترل میل جنسی و کاهش آن ، یا خوابیدن آن ۲. بخاطر تاخیر در انزال ، که یا برای درمان مرد استفاده می‌شود یا اینکه برای ایجاد مدت زمان بیشتر در سکس مصرف می‌شود. هنگامیکه مدت زمان نزدیکی جنسی بیشتر شد ، مرد کمتر ولی زن بخوبی لذت آمیزش را می برد و احتمال اینکه به ارگاسم برسد زیادست. ترک اعتیاد ، روشهایی دارد که بخاطر سودجویی برخی افراد ، گاه ناکارآمدی و فرض غلط ، عدم آمادگی فرد ، ناآگاهی فرد و کمبود اطلاعات در این زمینه ، معضل و بیماری روحی جدیدی را برای فرد رغم میزند.  در تمامی راهکارهای ترک اعتیاد ، اراده و تنفر و تصمیم مصمم فرد راهگشای اصلیست.  ترک اعتیاد نیز با پیشرفت صنعت به دو روش سنتی و پزشکی قابل درمان است.  روش سنتی ، همان قطع به یکباره مواد است که اغلب فرد معتاد را در محلی حبس می کنند یا آنکه او را می بندند مثلا : بستن فرد روی تخت با طناب. این روش ، قدیمیترین روش ترک اعتیاد است که هنوز هم انجام می‌شود مثل : کَمپ های ترک اعتیاد ، بازپروری و غیره.  توجه : امروزه تلفیق سنتی - پزشکی انجام می گیرد یعنی اینکه سه روز اول و بصورت نادر هفته‌ی اول قرص متادون که شبه مخدر قوی ای است تجویز و سپس ۲۱ تا ۴۰ روز بعدی قطع مواد صورت می گیرد. روش سنتی در میان عامه به ترک یابویی نیز گفته می‌شود. این روش را بدلیل فشار زیاد و رنج و درد به شکنجه‌های قرون وسطایی تعبیر می کنند.  روش پزشکی  در روشهای پزشکی ، معتاد زیر نظر پزشک با تجویز دارو و بستری شدن ترک می‌کند. اخیرا روش سم زدائی سرپایی تبلیغ و انجام شده‌است که اکثرا تجربه خوبی از آن ندارند. هم تزریق نالوکسان پر هزینه است و هم درد و رنج زیادی به معتاد وارد می کند. نالوکسان حرارت بدن را بسیار بالا می برد ، و سپس با جدا کردن ذرات مواد از خون و پوست و مو و دفع آن ، بدن را با فقر روبرو می‌کند. خیلی از مراجعه کنندگان تحمل این را ندارند. بعد از تزریق نالوکسان ، کپسول نالتروکسان تجویز می‌شود که عملی مشابه نالوکسان دارد. ترک بصورت سم زدائی امکانپذیر هست ولی شکست زیاد و عود نیز بسیار دارد. دکترهایی هستند که با تزریق روزانه سه عدد نالوکسان برای هر معتاد ، درآمد زیادی کسب می کنند و برای عود اعتیاد هم جوابی جز اینکه خودش باعث رجوع مجدد شده هم ندارند. در سالهای ۹۴ تا ۹۶ قیمت تزریق هر نالوکسان در خون ، ۲۰ تا ۳۰ هزار تومان بود و جدا از پول ویزیت ؛ ( حداقل سه جلسه ، هر ویزیت ۴۵ هزار تومان ) سه دوز دارویی تزریق می گشت یعنی اینکه سه شیشه کوچک را در یک سرنگ کرده و قیمت ۶۰ هزار تا ۹۰ هزار را از معتاد دریافت می‌کردند. مدت تزریق تنها چند دقیقه است. روانپزشکها نیز به صف ترک دهندگان پیوسته بودند و اتفاقا بیشترین سم زدائی را آنان انجام میدادند.  روش ترک تدریجی  این روش بهترین است و در مطالب بعدی حداقل دو واقعه تاریخی به این روش را تعریف می‌کنم.  در این روش که بوعلی نیز بکار می‌بسته ، فرد بلافاصله مواد را کنار نمی گذارد بلکه به مرور مواد را کم می‌کند ؛ تا اینکه مصرفش به حدود صفر برسد.  در مقالات بعد بخوبی شرح داده می‌شود. همچنین دو واقعه تاریخی ، بهمراه یک روش ترک تدریجی قدیمی را شرح می‌دهم.  در ایران ، این روش توسط کنگره ۶۰ اجرا می‌شود. از کنگره خواهم نوشت و پیجی نیز برای معرفی آن ایجاد می‌کنم.
 

 

 

ادامه مطلب


انتخاب : اشکان ارشادی 

 

از وبسایت : 

مجمع پیروان مهدی موعود عج 

http://www.sahebasr.com/1394/02/14/%D8%B3%D9%87-%D8%B3%D8%B1%D8%AF%D9%85%D8%AF%D8%A7%D8%B1-%DB%8C%D9%87%D9%88%D8%AF%DB%8C-%D9%BE%D8%A7%D9%86-%D8%AA%D8%B1%DA%A9%DB%8C%D8%B3%D9%85/

سه سردمدار یهودی پان ترکیسم

سه سردمدار یهودی پان ترکیسم لئون کاهون» (Leon Cohen 1841-1900) یک یهودی فرانسوی و یکی از شرق‌شناسانی بود که کتاب وی به نام مقدمه‌ای بر تاریخ آسیا»، تاثیر شگفت انگیزی در گرایش روشنفکران عثمانی و در کنار آنان، رویکرد شماری از روشنفکران ترک زبان مسلمان قلمروی روسیه به آرمان‌های پان‌تورانیسم داشت.نظریه‌ تاریخی وی درباره‌ میراث کهن ترکان، در پایه‌ریزی نظام فکری جنبش پان‌تورانیسم و پان ترکیسم، از اهمیت زیادی برخوردار است.ضیا کوک آلپ» که از وی به‌عنوان پدر پان‌ترکیسم نام‌برده می‌شود، در نوشته‌های خود به‌طور آشکار از تاثیر تعیین کننده‌ای که نوشته‌های کاهون بر افکار و آرای او داشته است، یاد می‌کند. لئون کاهون با برابر گرفتن تور و تورک» و مصادره‌ تاریخ تورانیان که با ایرانیان از یک ریشه و نژاد هستند به نفع ترکان، توران زمین را که در اسناد کهن به آن ایران بیرونی» نیز گفته می‌شود، به‌عنوان سرزمین پدری و وطن اصلی ترکان معرفی می‌کند. وی همچنین با تجلیل از چنگیزخان و امپراتوری مغول، ترکان را فرزندان راستین مغول و میراث‌دار آنان می خواند و تشکیل امپراتوری جهانی ترک را از هر نظر شایسته و در توان این فرزندان (ترکان) برمی‌شمارد. نوشته‌های کاهون که در پی تحقق هدف ی موردنظر انگلیس و در رقابت با روسیه است، در واقع یک فراخوان آشکار و فریبنده از ترکان به تلاش و کوشش برای تاسیس یک امپراتوری تورانی- ترک در سرزمین‌های جنوبی قلمروی امپراتوری روسیه از اقیانوس آرام تا دریای سیاه می‌باشد.لئون کاهون، با روشنفکران تجدیدنظر طلب عثمانی در پاریس و استانبول (اسلامبول) ارتباط و مراوده نزدیک داشت. وی بسیاری از آنان را به عضویت لژهای ماسونیک، ازجمله گراندلژ اورلئان فرانسه درآورد. کسانی که بعدها رهبری جنبش ترکان جوان را برعهده گرفتند، همه از اعضای همین لژهای فراماسونری بودند. آرمینیوس وامبری» (۱۸۳۲-۱۹۱۳/ Arminius Vambery)، یهودی مجارستانی، یکی دیگر از شرق‌شناسانی بود که به خدمت دولت انگلیس درآمد و در راه پیشبرد ت‌های استعماری ان دولت در رقابت با روسیه در آسیا، خدمات ارزنده‌ای انجام داد.وی که استعدادی شگفت‌انگیز در آموختن زبان‌های مختلف داشت، مدتی را در استانبول به فراگیری زبان‌های شرقی گذراند. نامبرده به‌ویژه چندان به زبان‌های فارسی، ترکی و عربی تسلط یافت که این زبان‌ها را به‌خوبی زبان مادری، صحبت می‌کرد و با ادبیات آنها آشنایی کامل داشت. وامبری پس از آن‌که مدت شش سال در استانبول به‌عنوان مترجم در وزارت خارجه عثمانی، مشغول به کار بود، از سوی دولت انگلیس به ماموریت آسیای مرکزی (خوارزم و ماوراءالنهر) فرستاده شد. وی در سال ۱۸۶۳ میلادی با ظاهر یک فرد مسلمان مومن اهل استامبول و در لباس فقر و درویشی، همراه با کاروان حاجیان بخارایی به این سفر مبادرت ورزید و طی این سفر اطلاعات بسیار حساس و مفیدی از موقعیت جغرافیایی و اوضاع ی و اجتماعی آسیای مرکزی (خوارزم و ماوراءالنهر) و شمال افغانستان و مواضع و استحکامات نظامی روسیه در شرق دریای مازندران فراهم آورد. وامبری در کتاب خود به نام سفرهایی به آسیای مرکزی»، ضمن شرح این مسافرت پرماجرا، طرح و نقشه‌ تاسیس یک امپراتوری پان‌ ترکیستی را ترسیم می‌کنند. وی در نوشته‌های بعدی، برای مفهوم بندی امپراتوری پان تورانی» موردنظر طرح‌هایی از آسیای مرکزی» را ارایه می‌نماید. تا جاییکه می‌نویسد:خاندان عثمانی با ویژگی دودمانی ترکی و داشتن پیوندهای خویشاوندی زبانی، مذهبی و تاریخی، می‌توانست بنیان‌گذار یک امپراتوری بزرگ از سواحل آدریاتیک تا چین باشد.این امپراتوری همچنین می‌توانست بسیار قوی‌تر از امپراتوری رومانف باشد که قهرا از ناهمگون ‌ترین عناصر به‌وجود آمده بود.آناتولی‌ها، آذربایجانی‌ها، ترکمن‌ها، ازبک‌ها، قرقیزها و تاتارها گروه‌هایی بودند که از پیوندشان [امپراتوری] معظم ترک می‌توانست ظهور کند. در این‌صورت این امپراتوری بسیار بهتر از ترکیه کنونی قادر بود با رقیب شمالی خود مقابله کند. نوشته‌های ستایش‌آمیز وامبری درباره میراث کهن ساکنان باستانی آسیای مرکزی (خوارزم و ماوراءالنهر)، یعنی تورانیان و انتساب آن به ترکان که به منظور ترویج و گسترش فکر احیای ملت بزرگ ترک صورت می‌گرفت، در امپراتوری عثمانی با استقبال گرم و گسترده‌ای روبرو گردید. آنگونه که در کنار روشنفکران، صاحب‌منصبان ی و نظامی و حتا برخی از شاهزادگان عثمانی در هوای تجدید عظمت تاریخ، فرهنگ و تمدن گذشته‌ ترکان به حرکت و جنبش برخاستند. یک سال پس از انتشار کتاب وامبری، یعنی در سال ۱۸۶۵ میلادی، انجمن عثمانیان نو» در استانبول پایه‌گذاری شد. در این انجمن، افزون بر روشنفکران تجددخواه چون نامق کمال»، شماری از درباریان عثمانی طرفدار اصلاحات نیز عضویت داشتند.انجمن عثمانیان نو» با برداشتی ترکی از اسلام که آمیزه‌ای از اسلام‌خواهی و ترک‌گرایی بود، در پی آن بود که با اصلاحاتی در ساختار ی امپراتوری عثمانی و تبدیل آن به یک امپراتوری مشروطه، آن‌را به نیروی محرکه‌ مناسبی برای دست‌یابی به رویای تاسیس یک امپراتوری بزرگ ترک مبدل سازد.ترویج تفکر انجمن عثمانیان نو و شیوه و هدف اقدامات اصلاحی رهبران این انجمن، سرانجام در اواخر قرن نوزدهم میلادی، به نهضت فکری و اجتماعی فراگیر و غالبی در امپراتوری عثمانی بدل گردید که جنبش ترکان جوان از درون آن برخاست. وامبری در سال ۱۹۰۱ میلادی، تئودر هرتسل» بنیان‌گذار نهضت صهیونیسم» را که در تلاش یافتن راهی برای کوچاندن یهودیان اروپا به سرزمین فلسطین بود به ملاقات سلطان عبدالحمید دوم» به دربار عثمانی برد.نامبرده از یک‌سو با دربار عثمانی و با شخص سلطان رفاقت می کرد و سلطان عبدالحمید را در اداره امور م می‌داد و از سوی دیگر، رهبران ترکان جوان را که شاگردان وفادار آموزه‌های پان‌ترکی وی بودند، در دشمنی با سلطان ترغیب می‌کرد و برای مصادره‌ قدرت راهنمایی می‌نمود. آرتور لوملی دیوید» (Arthur Lumley David)، یک انگلیسی یهودی تبار و یکی از شرق‌شناسانی بود که نوشته‌های وی درباره شکوه و عظمت تاریخ باستانی ترکان و ویژگی‌های زبان ترکی، فکر برپایی ملت بزرگ ترک را در ذهن روشنفکران عثمانی پروراند و مواد و مصالح لازم موردنظر را برای شکل‌گیری اندیشه‌ پان‌ترکیسم فراهم ساخت. نوشته‌های ترک‌ستایانه‌ این شرق‌شناس، به‌ویژه کتاب‌های بررسی‌های مقدماتی» ودستور زبان ترکی» که در پی تبلیغ و اثبات برتری نژادی و زبانی ترکی نسبت به سایر ملل شرق، از جمله اعراب و ایرانیان می‌باشد، به‌طور آشکار با هدف برانگیختن و شعله‌ور ساختن احساسات ترک گرایی برتری‌جویانه‌ نژادی روشنفکران عثمانی و نخبگان ترک زبان قلمروی روسیه به رشته تحریر درآمده است. امروز این یقین حاصل است که اکثریت قریب به اتفاق این شرق شناسان در خدمت پیشبرد ت‌های استعماری دولت‌های غربی، به‌ویژه دولت انگلیس، در میدان رقابت‌های سلطه‌طلبانه‌ استعماری آن دولت با روسیه در آسیای مرکزی (خوارزم و فرارود) و قفقاز، در طول قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم میلادی بودند. هدف اصلی این پژوهش‌ها، همچنان که در این نوشتار از آغاز بر آن تاکید شد، جعل هویتی ترکی برای اقوام ترک‌زبان قلمروی روسیه و برانگیختن احساس همبستگی و وحدت میان ترکان عثمانی و اقوام یاد شده و تبلیغ موجودیت ملت بزرگ ترک، از دریای سیاه تا اقیانوس آرام به‌منظور ایجاد کمربند پان ترکی حایل میان قلمروی روسیه و مناطق نفوذ و متصرفات آسیایی دولت انگلیس، به‌ ویژه حفظ هندوستان از دست اندازی‌های دولت روسیه بود. نقش و تاثیر دروغ نوشته‌های ترک‌شناسان غربی، به‌ویژه آثار ترک‌ستایانه‌ سه تن از شرق‌شناسان یهودی نامبرده درباره‌ عظمت تمدن و فرهنگ باستانی ترکان و توانمندی‌های زبان ترکی، بر روشنفکران ترک در گرایش آنان به پان ترکیسم برای احیای ملت بزرگ ترک، تنها به قلمروی عثمانی محدود نماند، بلکه همان‌گونه که طراحان ت‌های استعماری انگلیس از آغاز انتظار داشتند، این آثار نوشته‌ها بر آرای بسیاری از نخبگان ترک زبان قلمروی روسیه نیز تاثیر مستقیم گذاشت.

منابع: ۱- پیتر هاپکرک ـ بازی بزرگ، عملیات جاسوسی روس و انگلیس در آسیای مرکزی و ایران ـ ترجمه رضا کامشاد ـ نشر نیلوفر ـ تهران ۱۳۷۹ ۲- دکتر حمید ـ قومیت و قوم‌گرایی در ایران / افسانه و واقعیت ـ ر ۳۵۷ ـ نشر نی ـ تهران ۱۳۷۹ ۳- گریگوریقیکیان ـ شوروی و جنبش جنگل (یادداشت‌های یک شاهد عینی)ـ به کوشش برزویه دهگان ـ موسسه انتشاراتی نوین ـ چاپ اول ۱۳۶۳٫ ۴- پرفسور برنارد لویس ـ ظهور ترکیه نوین ـ ترجمه محسن سبحانی ـ تهران ۱۳۷۲ ۵- محمود محمود ـ تاریخ روابط ی ایران وانگلیس در قرن نوزدهم ـ جلد سوم ـ فصل سی‌و هشتم ـانتشارات اقبال ـ چاپ پنجم . ۶- کاوه بیات ـ ناسیونالیسم ترک و ریشه‌های تاریخی آن ـ ماهنامه نگاه نو ـ شماره ۴ـ دی ماه ۱۳۷۰٫ ۷ـ علی‌رضا سلطان‌شاهی ـ پان‌ترکیسم و یهود ـ کیهان هوایی ـ شماره ۱۲۷۴ـ ۲۶ فروردین ۱۳۷۷٫ ۸- عبدالله مرادعلی بیگی- خیالبافی پان‌ترکیست‌ها، واقعیت تاریخی! مجله گزارشـ شماره ۷۵ ـ اردیبهشت ۱۳۷۶٫


برای درک و خواندن بهتر ، عنوانین را در فهرستی لینک میکنم تا دسترسی بهتری داشته باشید. 

تمامی نوشته های این وب و دیگر وب هایم ؛ همه وط همه نوشته های خودم می باشد و یا جمع‌آوری توسط خودم می باشد و حداقل بیشتر نوشته های خودم و قسمتهای جمع‌آوری شده را تصدیق میکنم و اکثر اطلاعات داده شده را در کتب معتبر خوانده‌ام. کپی با ذکر نام من اشکان ارشادی » اشکالی ندارد. 

 

توجه فرمائید که این فهرست عنوان بندی خواهدشد و به صورت یک پست ثابت ، یا آنکه در منوی بالا به صورت فهرست اضافه میگردد تا دسترسی شما به لینکها و عنوان‌ها راحتتر بشود. توجه کنید که لینکها بیشتر به همین وب مرتبط هستند ولی برای تکمیل بهتر به مقاله های وبسایت دیگرم نیز لینک داده می‌شود پس وب دیگرم در تکمیل همین وب می باشد ، همچنین از دو وب دیگری نیز در این فهرست بهره می جویم که در حقیقت بانک مقالات اینجانب اشکان ارشادی » هست. بعدها در صورت کمبود از بلاگ بیان پست برای نوشتن مقاله خریداری میکنم. از لحاظ ظاهری چنان این وبها را شبیه هم می کنم که احساس خروج از وب اشخانی » را نکنید ، همچنین بیایید خودمان از وب دیگر خودمان بانکی مشخص و صندوقی مشخص از ( تصاویر ، PDF ، Mp3 ، و Movies و غیره برای لینک گرفتن و لینک ماندگار برای استفاده خود و دیگران بسازیم. ) انواع موزیک های بیکلام و ترتیل ها و کتب الکترونیکی خود ساخته و فیلم‌های آموزشی ایجاد کنیم که پایدار باشد و مورد استفاده دیگران قرار گیرد. آرام آرام آپلود می کنیم و را استفاده را برای بقیه بچه‌های بیان باز می کنیم ، تا دیگر نگران حجم آپلودی و غیره نباشیم و از لینکهای هم در وب همدیگر استفاده می کنیم. و بعداز مدتی نام وب را در لیست بهره‌مندی از لینکهای خود برای دیگران قرار دهیم. بخشی به این منظور ایجاد می‌شود و موجبات لذت همکاری و تعاون را بچشیم. هرکس وب دیگری در بلاگ بیان به منظورات که شرح بیان شد ؛ ایجاد کرد اعلام کند تا در بخشی یا منویی به معرفی وبش در منوی مربوطه بپردازم و قید کنم مثلا : برای لینکدهی به ترتیلها شماها را بی نیاز میکند و به معرفی لینک وب و محتوای آن در دو تا پنج پاراگراف با اسکرین شات به معرفی بهتر بپردازم ، بدیهست که هیچ مسئولیتی برای اینجانب ایجاد نمی کند و چنانچه با قوانین جمهوی ایران مغایرت داشته باشد به قید فوریت حذف می‌شود و هیچ مسئولیتی پای اینجانب از ابتدا تا انتها نمیشه ! بعداز  آپلود ؛ فایل را چک و بررسی کنید و از صحت فایل از همه لحاظ مطمئن شوید. اگر تغییراتی در فایل داده‌اید حتما ذکر کنید و هر از چندگاهی  دوباره از سالمی فایل اطمینان حاصل کنید مثلا من خودم با نرم‌افزار بسیار خوبی تصویر را از روی کلیپ برداشتم و خیلی هم سالم و بی نقص بود ولی بعداز مدتی صدای خوردگی و چَغ چَغ قسمتهایی از آن بلند شد . پس ویرایش و برداشت تصویر از کلیپ را بدقت جدا کنید ، از نرم افزارهای بهتری استفاده کنید مثل : کامتازیا و فکتوری کانورتر استفاده کنید. برای تولید فیلم آموزشی از صفحه دسکتاپ از پاورپوینت ۲۰۱۶ استفاده کنید و بهترین کیفیت را خروجی بگیرید. از نرم‌افزار پینت می توانید بهترین نقاشی ها را برای  استفاده و نوشتن شعر بر روی آن ایجاد کنید. از قلم ایران نستعلیق استفاده کنید. هست ، دانلود کنید و در پوشه مربوطه بریزید و عکس نوشته های زیبا ایجاد کنید ، سپس برای صرفه جویی ، یک عکس با تکستگرام از عکسهای نمونه کوچیک و ردیفی درست کنید . خلاصه ، وب جدیدتون بشه محل نوشتن ولی برای صندوق بیانی باشه که خودمان استفاده کنیم. مثلا درون یک فایل قابل                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                              

مقاله ها همه برای ثبت رسمی ، دسته بندی شده و در صف قرار گرفته‌اند. ثبت کتابخانه ملی برای صوتی تصویری ها و ارشاد برای مکتوبات ، ولی چون در دسترس شما قرار گیرد فعلا اینجا می نویسم تا آپلود کتابهایم یا فروش. فعلا همه چیز مجانیه و انشاءالله خواهد ماند.  

بخش تاریخی ، تفسیر تاریخی با تجزیه و تحلیل 

مقاله ، بحران خزرها 

مقاله ، شاه بولان و یهودیت رسمی منطقه خزریه 

مقاله، نابودی خزرهای یهودی 

مقاله ، حمله مغول و اسلام 

مقاله ، تات کورمانج 

مقاله ، کوردها ، کُردان کیستند ؟ 

مقاله ، اسلام و بحران 

مقاله ، یمن اعراب کیستند ؟ 

مقاله ، بلوچ و بلوچستان 

مقاله ، پرتغالی ها و نابودی تمدن اسلامی در اندلس و پایگذارن استعمار در جهان اسلام ، موروهای مسلمان و اندلس ، پرتغال و ایران 

منگولیسم و وندالیسم 

لغات عربی فراموش شده ، با پیش درآمدی بر کوردی و فارسی 

اوزان عروضی 

علم صرف ، علم نحو ، علم تجوید 

سی و یک وزن مشهور فارسی دری ، بهمراه شناخت وزنی رباعی و دوبیتی و شرح آنان 

آرایه‌های ادبی 

علائم نگارشی 

 

بخش هایی از دیدگاه شخصی و زندگی خودم و 

 

 

بخش شعرهای زیبا و.


تبلیغات

محل تبلیغات شما

آخرین مطالب

Akse Aghaye Khamenei
بابابرقی امنیت و نفوذ شبکه آموزشگاه فاطمیه سورشجان وبلاگ زبان سه سوت خرید پاوربانک ارزان گردشگری گروه نرم افزاری قلم شهید غلامعلی فاریابی دنیای مد